و تأويل و معنى هر سه يكى است .
در روايات صحيح آمده است كه تفسير قرآن جائز نيست مگر وسيله اخبار نص و يا ظاهر . جمعى از محققان در تفسير قرآن گفتهاند كه عبارت از كشف معانى قرآن و بيان مراد از آن است و تأويل غالبا در جملات است .
تفسير يا در بيان الفاظ غريب است و يا در مقام بيان الفاظ مجمل است . مانند اقيموا الصلاة و آتوا الزكاة و يا در كلامى است كه متضمن قصهاى است از قصص كه نياز به بيان و شرح كامل دارد .
بعضى گويند : تفسير بوسيله روايات و نقل است و تأويل از راه درايت و اجتهاد و استنباط است .
عدهاى ديگر گويند آياتى از قرآن بيانكننده مجملات است و همانطور اخبار مبين مجملات است و در تفسير اجتهاد و استنباط راه ندارد و تنها بايد مستند اخبار و آيات باشد .
اينان گفتهاند : علاوه بر اينكه اخبار و احاديث مفسر آيات است آيات قرآن نيز بعضى مفسر بعضى ديگر است لكن تأويل بر اساس اجتهاد ، استنباط عقلى و يا ذوقى است .
از حضرت رسول اكرم روايت شده است كه فرمودند : ان القرآن ذلول ذو وجوه فاحملوه على احسن الوجوه . بنا بر اين راه تأويل باز مىشود . ( رجوع شود بمقدمه تفسير مجمع البيان ) .
مجموعهء امورى را كه در مقام كشف قرآن به كار آيد علوم قرآنى ناميدهاند كه جداگانه در هر مورد بحث شده است . و علمى كه در آن از كيفيت نزول آيات و شئون آنها بحث مىشود و قصص و داستانهاى قرآن را بيان مىكند علم تفسير است . پس علم تفسير علمى است كه در آن بحث از نزول آيات قرآن و شئون آنها و قصص و اسباب نزول آيات مىشود و سپس بيان مىشود كه ترتيب هر يك از سورهها و آيات چگونه است . كدام مكى و كدام مدنى ، كدام يك از آيات محكم است و كدام متشابه ، كدام ناسخ و كدام منسوخ . كدام خاص و كدام عام است . كدام مطلق و كدام مقيد . كدام مجمل و كدام مبين است و بيان مىشود كه كدام آيه مبين حلال و كدام آيه مبين حرام است . كدام متضمن وعد است و كدام حاوى وعيد . امر كدام است . و نهى كدام . زيرا روشن است كه قرآن بعنوان دستور العمل براى بندگان بوسيلهء بزرگ مرد روزگار پيامبر اسلام بعنوان وحى آمده است و بدين جهت است كه هر پيغمبرى به زبان قوم و ملت خود گو يا شد و خداى تعالى فرمودند :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
. و فرمود :
« قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ »
من يك انسانى هستم مانند شما و برگزيده شدهام از ميان شما تا شما را به زبان خودتان هدايت كنم .
در تفسير ظاهرى يعنى بيان معناى مطابقى و تضمنى آيات قرآن مجيد . آنچه لازم است امورى است كه مربوط به زبان و ادبيات عرب است . از اين جهت است كه مفسران گفتهاند هر آن كس كه بخواهد معانى قرآن را درك كند علاوه بر ذوق كامل و كافى و استعداد سرشار بايد باصول و مبادى ادبيات عرب از صرف ، اشتقاق ، نحو ، و معانى بيان آشنائى كامل داشته باشد و در فقه و قصص و داستان گذشتگان