و اسباب نزول آيات و منشأ قصص و حكايات وارد باشد و در علم رجال و حديث و درايت و اوضاع و احوال رجال حديث متبحر باشد و با تمام اين احوال نيروى استنباط قوى داشته باشد و باصول دين اسلام نيز وارد باشد موارد امر را از نهى بازشناسد و بداند در چه مورد امر دلالت بر وجوب مىكند و در چه مورد امر دلالت بر استحباب دارد و در كدام يك از موارد دلالت بر اباحه دارد . كجا دلالت بر فور دارد و كجا دلالت بر تراخى و بازشناسد كه كجا وجوب ، وجوب كفائى است و كجا عينى است چه مورد تخييرى است و چه مورد . . . است .
نهى در چه مورد دلالت بر حرمت دارد و در چه مورد دلالت بر كراهت ، نهى تنزيهى چيست و امر ارشادى كدام ؟ احكام تأسيسى كدام و امضائى كدام است . ناسخ كدام منسوخ چيست ؟ به معنى لغات وارد باشد و حقيقت را از مجاز بازشناسد .
مشتركات ، متباينات ، مترادفات ، كنايات و استعارات زبان عرب را به خوبى بداند . نص ظاهر ، مؤول ، محكم و متشابه را به خوبى بشناسد .
تَفْصيل
- ( اصطلاح اصولى ) مقابل اجمال است رجوع باجمال شود و رجوع به تضمين شود .
تَفْصيلِ ذِهْنى
- ( اصطلاح فلسفى ) دو جملهء تفصيل ذهنى و تحليل عقلى در كلمات صدر الدين مرادف آمده است ( اسفار ج 1 ص 719 ) .
تَفَكُّر
- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى است ) در فلسفه تفكر يعنى فكر و انديشه كردن است و تصرف قلب است در معانى اشياء جهت درك مطلوب و از نظر اهل ذوق تفكر نتيجه تذكر است و فكر كردن در خداست بواسطهء توجه در آثار و صنع او .
( از شرح گلشن ص 53 و دستور ج 1 ص 332 ) در عرفان تفكر عبارت از ظهور صورت ملكوتى شيخ است كه فرمودند
« تفكر ساعة فى الله خير من عبادة سبعين سنة »
. حضرت رسول فرمود :
تفكر وافى آلاء الله و لا تفكر وافى الله
. تفكر عبارت از انديشه و فكر كردن در خداست بواسطهء توجه در آثار الهى به حكم
« الَّذِينَ . . .
يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
.
شبسترى گويد :
تفكر رفتن از باطل به حق است * بجزو اندر بديدن كل مطلق
و تفكر نتيجه تذكر است و راهنماى سالك است .
عطار گويد :
راه رو را سالك ره فكر اوست * فكر كان مستفاد از ذكر اوست
ذكر بايد گفت تا فكر آورد * صد هزاران معنى بكر آورد
فكرت عقلى بود گفتار را * فكرت قلبى است مرد كار را
كار فكر ار لاجرم يك ساعتست * بهتر از هفتاد ساله طاعتست
تفليس
( باب التفليس ) رجوع به مفلس شود .
تَفْويض
- ( اصطلاح كلامى و عرفانى ) در لغت واگذاردن و رها كردن است و در مقابل جبر است ( رجوع به فرهنگ علوم عقلى شود ) و مفوضه كسانى را گويند كه