هنعه ممزوج از سعد و نحس بود . هفقه سعد بود . جبهه بارد نحس بود خرنان .
سعد بود . جبهه بار و نحس بود خرنان .
حار يابس بود صرفه مائى نحس بود .
سماك . ارضى يابس بود . غفر روحانى بود . زبانا . رياحى . سعيد بود . اكليل .
ممتزج از سعد و نحس بود . و قلب يعنى منزل قلب كوكب سعيد مائى است . و منزل شوله . سعيد روحانى بود و منزل نعائم . كوكب نارى سعيد بود .
و منزل بلده كوكب نارى نحس بود و منزل سعد ذابح كوكب ارضى نحس بود و منزل سعد بلع كوكب ممتزج بود و منزل سعد السعود كوكب ممتزج از ارض و هوا بود و منزل سعد الاخبيه كوكب بادى بود و منزل فرغ المقدم . محبت و شهوت . . . و كوكب مائى سعيد بود .
و منزل رشا كوكب مائى بود . و بنا بر اين افلاك بر اين بروج تقسيم ميشوند و مثلا شمس مخصوص اسد بود و قمر ويژه سرطان . حمل . عقرب و مريخ ، دلو ، جدى . آن زحل بود و ثور ، ميزان آن زهر .
حوت و قوس آن مشترى جوزاء و سنبله آن عطارد بوند .
( از مختار رسائل ص 32 )
بُرُوجِ نَر
- ( اين اصطلاح نجومى است ) ابو ريحان گويد :
همه برجهاى گرم نر است و همه برجهاى سرد ماده . و ستارگان قوى شوند اندر آن برجها كه مانندهء ايشانند بطبع و بنرى و مادگى و ستاره بر طبع برج شود هر كجا باشد ، تا گاهگاه كوكبى يا بى نر و بر مادگى دلالت كرده از جهت بودنش اندر برج ماده . و هندوان گويند كه همه برجهاى فرد اى نر نحساند و همه مادگان سعداند .
اتفاق همگان بر آنست كه برجهاى نران همه روزىاند و مادگان همه شبى .
و ستارگان روزى ببرج روزى قوى باشند . و شبى اندر برج شبى قوى گردد .
و اندر بزيذج رومى چنانست كه گروهى گفتند حمل و سرطان و اسد و قوس روزىاند . و نظيرهاى ايشان ميزان و جدى و دلو و جوزا شبىاند . و باقى مشترك هم شب را و هم روز را . و هندوان گويند كه حمل و ثور و جوزا و سرطان و قوس و جدى بشب قوى باشند . و شش برج باقى نظير ايشان قوى باشند بروز .
حمل و ثور و اسد و حوت بريده انداماند . اما حمل و اسد از جهت آنك پايهاشان شكافته است بكفشك و چنگال .
و ثور نيز همچنان وز جهت آنك نيمهء گاو است بر ناف به دو نيم بريده . اما حوت از جهت آنك خود اندام ندارد .
حمل و ميزان و قوس منتصباند بر پاى كرده . و همچنين اندر كتابهاى گفتند .
و ديگران را ياد نكنند و نكردند . و اما هندوان همىگويند كه حمل و ثور و سرطان و قوس و جدى ستان خفته بر پشت همىبرآيند . و اسد و سنبله و ميزان و عقرب و دلو بسر ايستاده همىبرآيند . و جوزا و حوت گرايسته بر پهلو همىبرآيند . و مراد ايشان اندر آن مرا معلوم نيست ، كه نهاد صورتهاى بروج اندر خور اين نيست . و هيچ بر آن گواهى