آحاد آن سلسله موجود نمىشوند مگر آنكه واحدى ديگر قبل از آن موجود باشد مساوى و مشتركند پس مجموع آنها هم موجود نمىشوند مگر آنكه واحدى ديگر قبل از وجود آنها موجود باشد و آن علت محضه است و تسلسل منقطع مىشود .
( اسفار ج 1 ص 150 )
بُرْهانِ انّ
- ( اصطلاح فلسفى ) برهان و دليل « ان » عبارت از برهان و طريقهء استدلال از راه معلول جهت كشف علت است و اين نوع برهان برهان اكتشافى است . ( دستور ج 1 ص 236 )
بُرهانِ انْضِمام
- ( اصطلاح فلسفى ) برهان انضمام يكى از براهينى است كه به منظور ابطال فرضيهء جزء لا يتجزى اقامه شده است و بيان آن از اين قرار است .
هر گاه چند جزء از اجزاء را ضميمه يك جزء كنيم دو فرض ميتوان كرد .
الف - به جزء اول يعنى منضم اليه چيزى افزوده شود .
ب - به جزء اول چيزى افزوده نشود .
اين دو فرض را بر پيروان اثبات وجود جزء عرضه ميداريم و سؤال ميكنيم كه آيا بجزء اول چيزى افزوده مىشود يا نه در صورتى كه جواب منفى باشد تداخل محال لازم مىآيد كه تمام جهان جسمانى يك جزء باشد و در نتيجه جسمى موجود نباشد زيرا آنها جزء را جسم نمىدانند و اگر جواب مثبت باشد يعنى آنكه گويند بحجم جسم چيزى افزوده مىشود و در نتيجه هر اندازه از اجزاء ضميمه شود بر حجم جسم هم افزوده مىشود « بر حجم منضم اليه » در اين صورت قهرا براى هر يك از آن اجزاء حجمى خواهد بود و تجزيه و تقسيم ميشوند .
( اسفار ج 2 ص 104 )
بُرْهانِ تَرَتُّب
- ( اصطلاح فلسفى ) يكى از براهين ابطال تسلسل مىباشد و بيان آن از اين قرار است .
سلسلهء غير متناهى مفروض از علل و معلول بر حسب اقتضاى ترتب بايستى به نحوى باشد كه هر گاه هر يك از آحاد آن سلسله منتفى گردد مراتب بعدى آن نيز خودبخود منتفى گردد زيرا هر مرتبهء از مراتب بعد مترتب بر مرتبهء ما قبل است و الا ترتيبى در كار نخواهد بود اين حكم در تمام مراتب سلسله جارى است و بنا - بر اين حكم عقلى كلى ميتوان گفت كه تمام مراتب سلسله بايد طورى باشد كه هر مرتبهء از مراتب قبل علت وجودى مرتبهء بعد خود باشد و با انتفاء آن مراتب بعدى نيز منتفى شوند . بنا بر اين ناچار بايد مبدئى باشد كه با فرض انتفاء آن تمام سلسله منتفى شود و با فرض وجود سلسله ( يعنى فرض اين است كه سلسله موجود است ) آن مبدأ ناچار بايد طورى باشد كه قبل از آن مرتبه و يا واحدى غير از آن نباشد و الا باز هم احتياج بمرتبهء قبل خواهد داشت و اگر فرض شود كه چنين مبدئى اصولا موجود نباشد زيرا وجود و عدم سلسله بنا بر آنچه مذكور شد بسته بآحاد مراتب قبل است و بالاخره هر گاه منتهى بمبدأى كه ازلى و ابدى و دائم الوجود باشد نگردد لازم مىآيد كه