نخستين از سرطان با درجهء پسين از جوزا متفق است بطريقت ، و درجهء دهم از سرطان با درجهء بيستم از جوزا .
و اين دو معنى را اندر كتابها نامهاى گوناگون يافته همىشود . و باكى نيست اندر نامها و لكن آن نام كه با معنى موافق بود اولاتر است .
و بو معشر هر دو برجى كه خداوندشان يكى ستاره بود متفق فى الطريقة نام كرد .
و هر چند كه اين از شمار آن دو گونه اتفاق كه ياد كرديم نيست ، نامش نيز اندر خور معنى نيست .
وز جهت اين اتفاقها كه گفتيم بو معشر حال حمل را با حوت و سنبله را با ميزان از جهت قوت ، و جوزا را با سرطان و قوس را با جدى از جهت طريقت تسديس طبيعىّ نام كرد هر چند كه يكديگر را نبينند . و چون نزديكترين نظرها بدان جاى كجا سقوط افتد تسديس است او را بدين نام خواند . و نيز حال حمل با سنبله يك با ديگر و حوت با ميزان از جهت طريقت ، و جوزا با دلو و سرطان با قوس از جهت قوت مقابلهء طبيعى نام كرد هر چند كه آنجا نظرى نيست .
و به نظر تربيع گاهگاه ازين اتفاقها افتد چون ثور با دلو و اسد با عقرب از جهت قوت ، و چون ثور با اسد و عقرب با دلو از جهت طريقت . و آنگاه ناخوشى و كراهيت تربيع برخيزد و زيانش برود و دلالتش قوى گردد . همچنانك جدائى سقوط و تاريكى و بديش از آن تسديس و مقابلهء طبيعى نيز هم برخيزد . و زين دو اتفاق كه گفتيم اندر طريقت يكى بنيمههاى شمالى و جنوبى از فلك همىافتد و ديگر بنيمههاى صاعد و هابطش .
( رجوع شود به التفهيم ص 347 ، 350 )
بُرُوجِ مُثَلَّثه
- ( اصطلاح نجومى ) دوازده برج را در محاسبات قرآنى به چهار مثلث تقسيم كردهاند و هر دو ستارهء در هر مثلثه دوازده بار قرآن كنند و آنگه از آن مثلثه برخيزند و به مثلثهء ديگر قرآن كنند . مثلا اگر قران اول به اول حمل بوده است قران دوم بقوس باشد كه برج نهم است پس فاصله قران اول و دوم هر دو ستارهء نه برج بود ( هفت برج بود چون در برج اول و نهم قران اول و دوم باشد پس فاصله هفت برج است ) و قران سوم آن به اسد بود كه باز برج نهم بود از قرآن دوم و چهارم مجددا به حمل بود پس حمل ، قوس ، اسد بر شكل مثلثاند و همچنين قران اندر اين سه برج كنند تا دوازده بار اندر اسد باشد آنگاه نقل به مثلثه ثور كنند اول اندر ثور و دوم اندر جدى كه برج نهم است و سوم اندر سنبله كه نهم و دوباره چهارم اندر جدى تا دوازده بار كنند . و طبق محاسبات از مثلثهء به مثلثهء ديگر دويست و چهل سال بود و او را قران ميانه خوانند .
و انتقال ممر گويند و تحويل ممر هم گويند . و آن سال كه در آن تحويل الممر بود حكم از وى كنند و پيداست كه مثلثها چهارند اول مثلثهء حمل . و بازپسين مثلثهء سرطان و چون زحل و مشترى اين چهار