سنبله ، ميزان ، عقرب ، و قوس كه طلوع هر يك بيش از دو ساعت بود و موقعى كه آفتاب در يكى از اين بروج باشد از شمال به جنوب و از اوج به حضيض هبوط كنند و شب از روز برگيرد و روز رو به نقصان رود .
( رجوع شود به رساله دوم نجوميات ، اخوان ص 76 )
بُرُوجِ مُطيع
- ( اين اصطلاح از اصطلاحات احكام نجوم است ) .
رجوع به صاعد و هابط شود .
بُرُوجِ مُعَوَّجَةُ الطُّلُوع
- ( اين اصطلاح نجومى است ) و اين بروج عبارتند از جدى ، دلو ، حوت ، حمل ، ثور ، جوزا كه هر يك از اين بروج در كمتر از دو ساعت طلوع كنند و از جنوب به شمال و از حضيض باوج روند و روز از شب برگيرد و شب به نقصان رود .
( رجوع به رسالهء دوم اخوان ص 76 شود )
بُرُوج مَقْطُوعَةُ الاعْضاء
- ( از اصطلاحات نجومى است ) . يعنى بروج اندام بريده كه تمام اندام ندارند .
از بررسى صور كواكب معلوم شده كه حمل ، ثور ، اسد و حوت اندام بريدهاند و مثلا صورت اسد و حمل را پاها شكافته است و ثور علاوه بر آن كه نيم گاو است ، بر ناف به دو نيم بريده بود و حوت خود طبعا اندام ندارد .
بُرُوج مُنْتَصِبَة
- ( اين اصطلاح نجومى است ) چند برجند كه به صورت قائمه يا منتصباند و آن حمل ، ميزان و قوس بود .
رجوع به بروج نر شود .
بُرُوجِ مُنْقَلِبَة
- ( اين اصطلاح نجومى و هيوى است ) نخستين برج از سه برج هر فصل را برج منقلب نامند و دوم را ثابت و سوم را ذو جسدين ، مثلا برج حمل منقلب بهارى بود و ثور ثابت بود و جوزا ذو جسدين و به ترتيب بروج ديگر .
( رجوع به بروج شود )
بُرُوجِ نارِيَّه
- ( اين اصطلاح از علوم غريبه است ) بروج را از لحاظ خواص اربع و يا مزاجهاى چهارگانه به چهار دسته كردهاند بروج نارى و آنها عبارتاند از حمل ، اسد و قوس . كه حار و يابساند و لكن حمل اقوى از اسد و اسد اقوى از قوس بود ، ثور و سنبله و جدى ارضى بوند و بارد يابس و مرتبه آنها در قوت و ضعف به ترتيبى است كه گذشت .
جوزاء و ميزان و دلو هوائىاند و حار و رطب .
و سرطان عقرب و حوت مائى و بارد رطب بوند و هر يك از اين بروج علاوه بر در برداشتن خاصيت عناصر خاصيت افلاك را نيز دارا ميباشند .
( از مختار رسائل ص 31 ، 32 ) و بالجمله هر يك از منازل قمر را مطابق خواص عناصر و يا خود عناصر يا نارى دانند و يا مائى ، سعد و يا نحس مثلا گويند . شرطين نارى نحس است .
بطين حار رطب است . ثريا ممتزج از حرارت و برودت است دبران ارضى است .