تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
بت‌پرستى ميدانند نسفى گويد : كس نبود كه چندين سال بت پرست بوده است و همه روز عيب بت‌پرستان كند و نداند كه همه روز بت مىپرستند . ( انسان كامل ص 183 )

بُتِ عَوام

- منظور اميال و شهوات آدميان است نسفى گويد آدميان در اين عالم سفلى مسافرانند ، قالب وى از عالم سفلى است و روح وى از عالم علوى و ملائكه است و درين عالم بطلب كمال آمده است . و كمال بوسيلهء آلت ممكن بود پس آدمى مركب از دو جزء بود ، روح و قالب ، روح او از عالم اموات و كالبد از عالم خلق . بعضى از آدميان نمىدانند كه در اين عالم مسافرانند و بطلب كمال آمده‌اند و شهوات دنيوى آنها را فريفته است ، شهوت شكم ، شهوت فرج ، شهوت دوستى فرزند كه هر سه بت عوامند كه اين چنين آدمى را به خود مشغول كرده است ، بعضى ميدانند كه مسافرانند و بطلب كمال آمده‌اند اما بطلب كمال مشغول نشوند و دوستى و آرايش ظاهر كه بت صغير است و دوستى مال كه بت كبير است و دوستى جاه كه بت اكبر است ايشان را فريفته است و به خود مشغول گردانيده است ، اين هر سه بتان خواصند و هر شش شاخهاى دنيائيند و لذات دنيا بيش از اين نيست . چون اين سه شاخ آخرت ( يعنى بت صغير ، كبير و اكبر ) قوت گيرد و غالب شود سه شاخ اول ضعيف و مغلوب شود . پس بتان آدمى به حقيقت هفت‌اند دوستى نفس ، دوستى آن شش چيز ديگر هم براى نفس است . و دوستى نفس بتى بغايت بزرگ است و بتان ديگر بواسطهء وى پيدا آيند و جمله را ميتوان شكست و اما دوستى نفس كه بتى بزرگ است نمىتوان شكست و بعضى ميدانند كه در اين عالم مسافرانند و بطلب كمال هم مشغول‌اند و بعضى كمال هم حاصل كرده‌اند و به اكمال ديگران مشغول‌اند و بعضى كمال حاصل كرده‌اند و به خود مشغول‌اند پس آدميان همين سه طايفه‌اند . ( از انسان كامل ص 54 ) مولانا گويد :
مثنوى ما دكان وحدت است * غير واحد هر چه بينى آن بت است غير واحد هر چه بينى اندرين * بىگمانى جمله را بت دان يقين بت ستون بهر دام عامه را * همچنان دان كالغرانيق العلى
( يعنى بتان بلند ) .
بت‌پرستان چونكه خو با بت كنند * مانعان راه بت را دشمنند چونكه كرد ابليس خو با سرورى * ديد آدم را به تحقير از خرى كه به از من سرورى ديگر بود * تا كه او مسجود چون من كس شود
رجوع باصنام شود .

بتخانه

- ( اصطلاح عرفانى ) بتخانه كنايت از عالم لاهوت است كه وحدت كل است و به معناى مظهريت ذات احديت آمده است . خواجوى كرمانى گويد :
حاجيان را كعبه بتخانه‌ست و ايشان بت پرست
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 382 | سيد جعفر سجادى