دادن است ، يكى بكند .
و ميان ايشان فرقت واقع نشود مگر بطلاق ، لقوله تعالى :
وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ
، طلاق را اضافت با شوهر كرد .
و به آنكه چهار ماه تمام شود ، فرقت نشود ، زيرا كه اصل بقاى عقد است .
هر كس كه دعوى كند كه گذشتن مدت ، طلاق به اين است يا رجعى دليل بود برو .
و اگر كسى سوگند خورد با زن متمتع بها يا با كنيزك مقاربت نكند ، گناهكار شود و كفارتش لازم باشد .
و اگر خواهد كه هم بر آن بماند ، كس را بر وى اعتراض نباشد .
( معتقد الاماميه 444 ، 447 ) در كليات حقوقى آمده است :
مقصود از ايلاء قسم ياد كردن بر ترك مواقعه با زوجه است بطور مطلق يا در مدت معينى .
ايلاء در صورتى مؤثر است كه بخداى عز و جل قسم ياد شود و به غير او واقع نخواهد شد .
قسم بايد به قصد اضرار باشد . پس اگر مرد در ايقاع آن نظر بمصلحتى داشته مثل اينكه عمل وقاع براى خود و يا زنش مضر بوده و يا موجب تقليل شير بچه ميشده در اين صورت ايلاء تحقق نخواهد يافت .
كليه شرائطى كه در ظهار چه در مرد و چه در زن معتبر است در ايلاء نيز معتبر خواهد بود .
در مورد ايلاء زن حق دارد به حاكم شرع مراجعه نمايد و حاكم بمرد چهار ماه مهلت خواهد داد كه يا با دادن كفاره به حالت اول عود نمايد يا زن را طلاق دهد .
و در صورتى كه امتناع ورزيد بر او سخت خواهد گرفت و حتى ميتواند او را حبس كند .
اگر مولى يعنى مردى كه زنش را ايلاء نموده بدفع الوقت گذراند تا مدت ايلاء منقضى گرديد درست است كه معصيت كرده و لكن ديگر كفارهيى بعهدهء او نيست . و كفارهء ايلاء كفاره يمين است .
( كليات حقوقى ص 313 ، 314 )
ايماء
- اين اصطلاح عرفانى است و عبارت از القاء معنى خاص است در نفس به خفا و اشارت به حركت جارحه است و يا خطاب است بىاشارت و عبارت .
( دستور ج 1 ص 220 - لمع ص 327 )
ايمان
- ( اصطلاح كلامى و عرفانى ) ايمان بمعنى گرويدن و تصديق و وثوق و اطمينان و مقابل كفر است و بمعنى خضوع و انقياد و تصديق مطلق و ثبات و فضيلت نيز آمده است .
و نزد اهل شرح تصديق « بكل ما جاء به النبى » است و اركان و مظاهر آن اقرار بلسان و تصديق بدل و عمل به اركان است و بالجمله اصل آن تصديق باشد و فرع آن مراعات اوامر و نواهى الهى و فعل بنده باشد به هدايت حق .
( از كشف المحجوب ص 368 - دستور ج 1 ص 483 - مصباح الهداية ص 53 - شرح تعرف ج 3 ص 38 ) خلاصهء كلام عرفا گويند :
تصديق و وثوق و اطمينان و مقابل كفر است و بمعنى خضوع و انقياد و تصديق