است از وراء حجاب و يقين نورى است در مقام كشف حجاب .
( دستور ج 3 ص 483 ) عطار گويد :
نور ايمان از بياض روى اوست * ظلمت كفر از سر يك موى اوست
مغربى گويد :
آنچه كفر است بر خلق بر ما دين است * تلخ و شيرين همه عالم بر ما شيرين است
مولوى گويد :
آنكه ايمان يافت رفت اندر امان * كفرهاى باقيان شد در گمان
اهل حديث گويند : ايمان داراى مراتب شدت و ضعف است و قابل زيادت و كم است از جهت شدت و ضعف و نقصان و كمال عمل و بالاترين ايمانها آن انبياء عظام است به آنچه بر آنها نازل شده است
« آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ »
و آنها را مقامات و درجاتى است متفاوت و صفوف ايشان مختلف .
جامى گويد :
انبيا برگزيدگان حقند * برده از كل ما خلق سبقند
بر سواى خود از بنى آدم * فضل دارند و بر ملائك هم
كاشانى گويد : ايمان درست آنست كه مؤمن در عقيده خود بدرجهء يقين رسد و متفاوت است ، طايفهء در دنيا بعلم - اليقين بدانند و عدهء به عين اليقين .
و گويد : ايمان اصل يقين بود و علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين فروع آن و آن را درجاتى است ، بعضى فوق بعضى ( مصباح الهداية ص 53 ) .
و بالاترين مقام ايمان ، آن اولياء است كه با اخلاص كامل به حق است .
سنائى گويد
اى سنائى در ره ايمان قدم هشيار زن * در مسلمانى قدم با مرد دعوى دار زن
ور تو از اخلاص خواهى تا چو زر خالص شوى * ديدهء اخلاص را چون طوق بر زنار زن
جنيد و سهل گويند ، تصديق قابل زيادت باشد و لكن نقصان نپذيرد ، نقصان در تصديق خروج از ايمان است ، و كمترين شك در آن كفر است و زيادت آن از جهت زيادت يقين است ، و اقرار به زبان قابل زيادت نباشد و لكن نقصانپذير باشد ، و عمل به اركان هم قابل زيادت است و هم نقصان ( شرح تعرف ج 3 ص 38 ) .
و ايمان را هفتاد و اندى باب است كه بالاترين ابواب شهادة لا اللّه الا اللّه است و پستترين مقام و باب آن ، ملامت نفس است .
ايمان بر دو قسم است يكى ايمان در ظاهر كه اقرار است و ديگرى ايمان به باطن و تصديق بقلب كه در قسم اول علاوه بر اعتقاد قلبى عمل هم لازم است .
بعضى از شيوخ گفتهاند كه : اركان ايمان چهار است 1 - توحيد بىحد 2 - ذكر بىقطع 3 - حال بىنعت 4 - وجد بىوقت .
معنى حال بىنعت آن باشد كه آنچه