مطلق و فضيلة و ثبات آمده است .
و نزد اهل شرع تصديق « بكل ما جاء به النبى » است و اركان و مظاهر آن اقرار بلسان و تصديق بدل و عمل به اركان بود .
حضرت رسول فرمودند
« الايمان بضع و تسعون بابا اعلاها شهادة آن لا إله الا اللّه و ادناها اماطة الاذى عن الطريق »
( شرح تعرف ج 3 ص 36 ) .
و در اين مورد سخن بسيار است معتزله جملهء طاعات را علمى و عملى ايمان گويند .
و گويند كسى كه گناهى مرتكب شود از ايمان خارج شود .
خوارج نيز ارتكاب گناه را موجب خروج از ايمان دانند .
گروهى گويند ايمان عبارت از گفتار به زبان است و بس ، گروهى گويند ايمان معرفت به حق و ما جاء به النبى است .
و گروهى از متكلمان ايمان را تصديق تنها پندارند ( لمع ص 337 ) بعضى از مشايخ گويند « الايمان هو ان يكون كلك مجيبا فى الدعوة مع حذف خواطر الانصراف عن اللّه بسرك فيكون شاهدا لما له غايبا عما ليس له » و گفتهاند « الايمان تصديق و اعتقاد و الاسلام خضوع و انقياد » ( شرح تعرف ج 3 ص 41 ) .
حضرت رسول فرمودند ايمان عبارت از تصديق بما جاء به النبي و تصديق كتاب و فرشتگان و رسولان حق است . ( كشف المحجوب ص 368 ) محمد حنيف گويد : ايمان تصديق دل است به آنچه خداى متعال از غيب خبر داده است .
( كشف المحجوب ص 368 - 373 ) گروهى گويند : كه قول و تصديق و عمل ، ايمان است .
گروهى گويند قول و تصديق است .
و گروهى گويند ايمان را اصلى و فرعى است اصل آن تصديق بدل باشد و فرع آن مراعات امر و هر كه را طاعت بيشتر بود امن او از عقوبت زيادت بود و بنا بر اين علت امن و ايمان مراعات اوامر و طاعات باشد .
گروهى گفتند كه علت امن از عقوبت معرفت است نه طاعت و اگر طاعت بدون معرفت باشد سود ندارد و اگر معرفت بدون طاعت باشد عاقبت بنده را نجات باشد .
( كشف المحجوب ص 368 ) چنان كه حضرت رسول فرمودند نجات نيابد كسى از شما به عمل خود ، سؤال شد و نه تو يا رسول اللّه ؟ فرمودند :
و نه من مگر آنكه خداى به من ترحم كند كه عمل بىمعرفت مكر است و فسون .
و ايمان فعل بنده باشد بهدايت حق مقرون
« فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً »
و بر اين اصل گروش هدايت حق باشد . و گرويدن فعل بنده بود و علامت آن اعتقاد بتوحيد است .
( كشف المحجوب ص 371 ) در دستور العلماء است كه ايمان نورى