پس حق تعالى بتجلى جمال سر ايشان را باقى گرداند و آنان كه اهل فنا بوند هيبت را مقدم دانستهاند و آنان كه ارباب بقائند انس را مقدم دارند ( كشف المحجوب ص 491 )
انْسان
- ( اصطلاح عرفانى ) انسان را تعريف كردهاند به موجود سخنگوى ميرنده . ( جامع الحكمتين ) .
اخوان الصفا گويند : انسان نام است براى جسد معين و نفس معين كه ساكن در آن جسد است و جسد و نفس دو جزء براى آن « يوجد الانسان على اتم وجوده كل طبع و كل جوهر ليس فيه انفعال و هو - بذاته فانه يكون قد اصاب الحال الافضل » .
( تفسير ص 1678 ) « ماهية الانسان هو العلم » .
( تهافت التهافت ص 127 )
انْسانِ حِسّى
- ( اصطلاح فلسفى ) صدرا قول بوجود انسان حسى را منسوب بمعلم اول ميداند مير داماد كه استاد صدرا بوده است و اخوان اين مطلب را نيز تأييد كردهاند و گويند روح و كالبد دو جزء انساناند يكى از آن دو جزء شريف است و مانند لب است و جزء ديگر كه جسد باشد قشر است يكى مانند درخت است و ديگرى ( نفس ) ثمرهء آنست نفس راكب و جسد مركوب است . جسد مركب از گوشت و پوست و استخوان است و نفس جوهر سماوى روحانى است و ناطق نورانى است و باقى و دراك است .
( اخوان ج 2 ص 319 ) و گويند همانطور كه بروج دوازدهاند در بنيه انسان دوازده ثقب است كه دو گوش و دو چشم و دو منخر و دو پستان و دهن و سره و فرجين است و همانطور كه . . .
( اخوان ج 3 ص 10 ) « انما يصير الناس اناسا كونهم ناطقين » .
( تفسير ص 1465 ) خلاصه كلام مير داماد آنكه در باطن انسان مخلوق از عناصر و اركان كه انسان حسى طبيعى است انسانى نفسانى و حيوانى برزخى است با جميع اعضاء و حواس و قوا كه در اين دنيا در وجود انسان موجود است و حيات آن مانند حيات اين بدن نيست كه عرضى بوده و از خارج وارد بر آن شده باشد بلكه او را حيات ذاتى است .
انسان نفسى جوهر متوسط ميان انسان عقلى و انسان طبيعى است و آنچه در انسان حسى است بر نحو اعلى و اشرف در انسان نفسى مىباشد و آنچه در انسان نفسى است بر نحو اعلى و اشرف در انسان عقلى مىباشد و قواى قائم به بدن و اعضاء انسان طبيعى ظلال نفوس مدبرهاند كه انسان نفسى اخروى است و آن انسان نفسى برزخ و ظلال انسان عقلى است و در نتيجه انسان طبيعى ظلال ظلال ما فى العقل و قشر و غلاف انسان محشور در آخرت است .
( اسفار ج 4 ص 14 - مشاعر ص 137 - رسائل ص 349 ) لكن در جاهاى ديگر ديده شده است كه اين قول را نسبت بافلاطون دادهاند و