أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ
و آياتى ديگر كه همه آن حضرت را به انذار و تبشير فرمان دهد .
انْذارات و مَغِيبات
- ( اين اصطلاح كلامى است ) و منظور اطلاع از امور غيبيه است و اين امر ويژهء انبياء و اولياء اللّه و اهل رياضات بود .
در باب چگونگى حصول امور غيبى و توجيه عقلى آن شهاب الدين سهروردى بيان مفصل دارد . ( رجوع شود به ترجمه حكمت الاشراق ص 360 )
انْزِعاج
- اين اصطلاح عرفانى و فلسفى است و از نظر عرفا عبارت از تحرك دل است براى مراد به بيدارى از خواب غفلت و يا تحرك دل بود اندر حال وجد و يا تحرك قلب است بسوى خدا بتأثير وعظ و سماع و در فلسفه عبارت از حركت غير ارادى است به طرف مراد گر چه مبدأ آن اراده باشد .
( از لمع ص 367 - كشاف ص 609 - مصباح الانس ص 421 )
انْس
- ( اصطلاح عرفانى ) انس در لغت ضد توحش و وحشت است و سكون قلب است .
انس در اصطلاح عبارت است از التذاذ باطن بمطالعه كمال محبوب .
شيخ الاسلام گفته است : انس التذاذ روح است بكمال جمال .
جنيد گفته است انس ارتفاع حشمت است با وجود هيبت .
ذو النون گفته است : انس انبساط محب است با محبوب ( مصباح الهدايه ص 421 ، منازل ص 116 ) .
ابو حمزه خراسانى را از انس پرسيدند گفت : « ضيق الصدر عن معاشرة الخلق . . . و ليس كل من يصلح للمجالسة يصلح للمؤانسة » ( طبقات ص 499 ، 326 ) .
در تعرف گويد : آنكه با چيزى يا با كسى بسيار صحبت كند و همنشين باشد با آن انس گيرد بطورى كه آن انس را برابر عشق بيند و تبديل به محبت و عشق گردد و در مرتبتى است كه جدائى عاشق از معشوق مؤلم خواهد بود ، و حال انس حال عظيم است ، چنان كه بتپرستان بمعبود خود انس داشتند و از درهم ريخته شدن و از بين رفتن آنها دفاع كردند .
« الانس باللّه نور ساطع و الانس بالخلق هم واقع » ( طبقات ص 23 ) .
رويم گويد : « الانس ان تستوحش مما سوى محبوبك » ( طبقات ص 184 ) .
سهل گويد « الانس باللّه ان تستوحش من الخلق الا من اهل ولاية اللّه فان الانس باهل ولاية اللّه هو الانس باللّه » ( طبقات ص 235 ) ممكن است كسى از چيزى متوحش باشد و كم كم بدان نزديك شود و منجر بانس گردد بطورى كه جدائى از آن دشوار گردد و از فراق او هلاك گردد « و مفارقة الاحباب و اللّه اصعب » .
« الانس بالخلق وحشة و الطمأنينة اليهم حمق و السكون اليهم عجز و الاعتماد عليهم و هن و الثقة بهم ضياع و اذا اراد - اللّه بعبد خيرا جعل انسه به و بذكره » ( طبقات ص 201 )