تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
افضال متوالى ، هر دمى نواختى و قبولى ، هر لحظه فتوحى و وصولى . ( عده ج 6 ص 169 ) .
خمى كه ابروى شوخ تو در كمان انداخت * به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم كه نقش زلف تو بود * زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت بيك كرشمه كه نرگس بخودفروشى كرد * فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت شراب خورده و خوى كرده كى شدى بچمن * كه آب روى تو آتش در ارغوان انداخت

انْبِياء

- سفراء اللّه‌اند ، كه احكام شريعت را به بندگان رسانند . و داراى درجات مختلف‌اند كه فرمودند و لقد فضلنا بعض النبيين على بعض و آتينا داود زبورا ( رجوع به نبوت شود ) .

انْتِباه

- اين اصطلاح عرفانى و اخلاقى است و عبارت از زوال غفلت است .

انْتِحال

- ( اصطلاح ادبى ) انتحال نزد عروضيان آن باشد كه سخن ديگرى را بخويش بندند و شعر ديگرى را مكابره بگيرند و شعر خويش سازند بىتغييرى و تصرفى در لفظ و معنى يا با تصرفى اندك . ( از المعجم ص 340 ) .

انْتِزاعِيّات ذِهْنِيَّه

- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع باعتبارى و ( رسائل صدرا ص 113 ) شود .

انْتِظام

- اين اصطلاح اخلاقى است و نيز از مسائل اجتماعى است خواجهء طوسى گويد : و اما انتظام آن بود كه نفس را تقدير و ترتيب امور بر وجه وجوب و حسب نگاه‌داشتن مصالح ملكه شود . ( اخلاق ناصرى چاپ جديد ص 78 )

انْتِفاش

- رجوع به كلمهء تكاثف شود .

انْتِقال

- ( اصطلاح كلامى و فلسفى ) كلمهء انتقال در فلسفه به معناى نقل صورت و حالتى به صورت و حالتى ديگر آمده است مانند انتقال صورت آب به هوا و انتقال صورت نطفه به جنين و جنين به انسان و گاه اطلاق مىشود بزوال حالتى و حصول حالتى ديگر مانند آنكه انسان جاهل عالم شود و بر امرى كه مكانى را رها كرده و بمكانى ديگر رود انتقال گويند و در محل خود بيان شده است كه انتقال اعراض از محلى و موضوعى به محل و موضوع ديگر محال است به اين معنى كه عرض كه پايدار به محل خاص مىباشد بعينه به محل ديگر منتقل نمىشود ( دستور ج 1 ص 194 ) در تناسخ نيز اين اصطلاح به كار رفته است . انتقال ارواح گويند .

انْتِقال ممر

- اين اصطلاح نجومى است . رجوع شود به بروج مثلثه .

انْتِقام

- ( اصطلاح فقهى و عرفانى ) كيفر به مثل دادن و در شرع اسلام هر جنايت را كيفرى است در حدود آن به حكم
« جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها »
و بالاتر از آن بخشش است كه فرمودند « فمن عفى و - اصلح فاجره على اللّه »
« إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ - لِلصَّابِرِينَ »