او بندد .
و دليل برين كه گفتيم آنست كه فرض حج مجمل است در قرآن ، و هيچ خلافى نيست كه رسول ص چون احرام بستى :
« لبيك » گفتى ، و اشعار و تقليد كردى ، و فعل او چون در مورد بيان باشد ، وجوب را بود .
و روايت كردهاند كه جبرئيل ع برسول آمد و گفت :
« مر اصحابك ان يرفعوا اصواتهم بالتلبية »
، يعنى : ياران خود را بفرماى تا آواز خود را بلند گردانند به « لبيك » گفتن .
و عايشه را گفت : « انقضى رأسك و امتشطى و اغتسلى و دعى العمرة و اهلى بالحج » ، يعنى : موى باز كن ، و شانه فرو آور ، و غسل كن ، و عمره را دست بدار ، و « لبيك » گوى به حج ! يعنى : احرام را به حج منعقد گردان به « لبيك » گفتن . و اهلال « لبيك » گفتن است . و امر رسول ص وجوب را بود .
اما آواز برداشتن به « لبيك » مردان را سنت است . و بايد كه بر طهارت باشد .
و آخر وقتش متمتع را آن وقتست كه خانههاى مكه به بيند ، و قارن و مفرد را وقت زوال است از روز عرفه . و كسى را كه عمرهء مبتوله بود ، آنگه كه اشتر پاى در حرم نهد ، اگر بيرون مكه باشد ، چون كعبه را بيند .
و متمتع « لبيك » نگويد باحرام حج ، الا پس از آنكه طواف عمره كرده باشد ، و از سعى و تقصير فارغ شده .
اگر پيش از تقصير بعمد « لبيك » گويد ، متعهء وى باطل شود ، و آنچه در آن است حج مفرد گردد . و اگر بنسيان بود ، باطل نشود .
و چون احرام گرفت ، جماع كردن بر وى حرام شد ، و بوسه دادن ، و ملامسه كردن بشهوة ، بلا خلاف ، و عقد نكاح كردن از براى خود ، و از براى غير خود ، و به عقد نكاح حاضر شدن . و اگر عقد كند ، عقد فاسد بود .
دليلش اجماع اين طائفه است .
و از رسول ص روايت كردهاند :
« لا ينكح المحرم و لا ينكح و لا يخطب »
، و فى رواية : « لا يشهد محرم » يعنى : نكاح نكند ، و او را نكاح نكنند ، و خطبه نكنند . و در روايتى ديگر : « و گواه نشود ، و حاضر نگردد .
و اين نص است . و لفظ نكاح مشتركست در عقد و وطى ، و حقيقت است در هر دو .
و لقوله تعالى :
فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ
، خلاف نيست كه مراد به اين عقد است .
و آنچه روايت كردهاند رسول ص :
« تزوج ميمونة و هو محرم » ، يعنى : ميمونه را خواست ، و او محرم بود ، معارض است به آنچه از ميمونه روايت كردهاند كه او گفت كه : رسول خدا مرا خواست ، و او حلال بود ، يعنى : از حرام بيرون آمده بود . و در روايتى ديگر چنين است : « تزوجنى بعد رجوعه من مكة » ، يعنى : مرا بخواست بعد از آنكه از مكه بازگشته بود و اگر آن خبر مسلم دارند ، مراد بقول او : « و هو محرم » آن بود كه او در ماه حرام بود و آن ماه محرم بود .
و بر وى حرام بود جامهء دوخته پوشيدن بىخلاف ، الا شلوار نزد ضرورت .
و نپوشد آنچه پشت پاى را بپوشد باتفاق .