تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
احديت جمع و هويت ساريهء در تمام موجودات است و به شرط لا مرتبت احديت و برزخ البرازخ است و به شرط جميع اسماء و صفات مرتبت الوهيت و واحديت است چنان كه قيصرى گويد احديت ذاتيه عبارت از منبع فيضان اعيان و استعدادات آنها است در حضرت عينيه بر حسب عوالم و اطوار و شئون روحانى و جسمانى در مرتبت دوم . ( رجوع شود باسفار ج 3 ص 60 دستور ج 1 ص 41 و كشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 462 ) و بالاخره احد بنزد سالكان اسم ذات است باعتبار انتفاى تعدد صفات و اسماء و نسبت تعينات است باعتبار سقوط اعتبارات ، و نفى اضافات از اسماء و صفات است ، و گفته شده است : كه وجود لابشرط ، احديت جمع و هويت ساريه در تمام موجودات است و به شرط لا مرتبت احديت و برزخ البرازخ است و به شرط جميع اسماء و صفات ، مرتبت الوهيت و مرتبت احديت است ، چنان كه قيصرى گويد : احديت ذاتيه عبارت از منبع فيضان اعيان و استعدادات آنها است در حضرت عينيه بر حسب عوالم و اطوار و شئون روحانى و جسمانى در مرتبت دوم . ( كشاف ص 1462 ) . سنائى گويد
احد است و شمار ازو معزول * صمد است و نياز ازو مخذول آن احد نى كه عقل داند و وهم * و آن صمد نى كه حس شناسد و فهم نه فراوان نه اندكى باشد * يكى اندر يكى ، يكى باشد
شاه نعمت اللّه گويد
در دو عالم جز يكى موجود نيست * ور تو گوئى هست آن مقصود نيست هستى ما سايهء هستى اوست * مستى ما عين سرمستى او است .

إِحْداث

- احداث عبارت از ايجاد شىء است با سبق مدت و اخص از تكوين است زيرا تكوين عبارت از ايجاد مسبوق بماده است و هر چه مسبوق به مدت باشد مسبوق بمادت هم هست و عكس قضيه كليت ندارد و ممكن است چيزى مسبوق بمادت باشد و قديم باشد يعنى مسبوق به مدت نباشد مانند افلاك كه نحوهء وجود و ايجاد آنها ايجاد تكوينى است و قديم بالزمان‌اند و مسبوق به زمان نمىباشند زيرا زمان از لوازم آنها است و ايجاد مواليد ثلث ايجاد احداثى است . پس آنچه صادر از ذات حق است يا مسبوق به مدت و مادت هر دو است احداث است مانند مواليد و يا مسبوق به هيچ يك نيست مانند عقل اول و يا عقول طوليه كه ابداع است . و يا مسبوق بمادت است نه مدت ، تكوين است مانند افلاك . مير داماد گويد ايجاد بعد از عدم را احداث ميگويند چه آنكه مسبوق بعدم زمانى باشد و يا ذاتى و ابداع عبارت از ايجاد مسبوق بعدم ذاتى است به شرط غير مسبوقيت آن بمادت ، صدرا نيز همين نظر را تأييد كرده است .
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 89 | سيد جعفر سجادى