تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
واجب نيايد كه از « 1 » بهمانى بود - به آن معنى - كه هر كجا بهمانى بود « 2 » آن حكم بود ؛ زيرا كه شايد كه بهمانى « 3 » دو قسم بود يكى « 4 » قسم علّت آن حكم بود ، و يك قسم نبود . و بدان ، كه اين حكم فلانى را « 5 » و باستارى را نيست واجب نيايد - كه از هر دو قسم بهمانى « 6 » بود . زيرا كه چون علّت پديد آمد « 7 » كه بيرون از فلانى - و « 8 » باستارى است ، واجب نيايد كه هر چه بيرون « 9 » فلانى و « 10 » باستارى بود ، علت بود . آرى علّت اندر آن وصف بود ، كه بيرون « 11 » فلانى - و باستارى بود « 12 » ؛ و از آنجا نخهد « 13 » ليكن شايد كه آن يكى وصف كه مانده بود « 14 » دو گونه
هامش
( 1 ) - از همه - د . ( 2 ) - به همان بود ، - بهمانى بود و - آ . ( 3 ) - به همان - ه - ط - د . ( 4 ) - يك - كب د ، - بيك - ه . ( 5 ) - بى : را - د . ( 6 ) - ازين هر دو قسم بهمانى را - م ، - اين از هر دو قسم - ك ، - از هر دو قسم به همان - ه - كب ، - از هر دو قسم بهمانى - ل - خ كب ، - از دو قسم بهمانى - د - ط . ( 7 ) - آيد - د . ( 8 ) - بى : و - ه . ( 10 ) - بى : و - ه . ( 9 ) - برون - د ، - بيرون از - ل - خ كب . ( 11 ) - برون - د . ( 12 ) - را بود - م - ك - ل ، - است - آ ، - بى : « علت بود آرى » تا « باستارى را بود » - ه . ( 13 ) - بجهد - م - ك - ل - ط - د ، - نجهد و - كب ، - بجهد و - ه - د . ( 14 ) - بى : بود - ل .