واجب نيايد كه از « 1 » بهمانى بود - به آن معنى - كه هر كجا بهمانى بود « 2 » آن حكم بود ؛ زيرا كه شايد كه بهمانى « 3 » دو قسم بود يكى « 4 » قسم علّت آن حكم بود ، و يك قسم نبود .
و بدان ، كه اين حكم فلانى را « 5 » و باستارى را نيست واجب نيايد - كه از هر دو قسم بهمانى « 6 » بود .
زيرا كه چون علّت پديد آمد « 7 » كه بيرون از فلانى - و « 8 » باستارى است ، واجب نيايد كه هر چه بيرون « 9 » فلانى و « 10 » باستارى بود ، علت بود .
آرى علّت اندر آن وصف بود ، كه بيرون « 11 » فلانى - و باستارى بود « 12 » ؛ و از آنجا نخهد « 13 » ليكن شايد كه آن يكى وصف كه مانده بود « 14 » دو گونه
هامش
( 1 ) - از همه - د .
( 2 ) - به همان بود ، - بهمانى بود و - آ .
( 3 ) - به همان - ه - ط - د .
( 4 ) - يك - كب د ، - بيك - ه .
( 5 ) - بى : را - د .
( 6 ) - ازين هر دو قسم بهمانى را - م ، - اين از هر دو قسم - ك ، - از هر دو قسم به همان - ه - كب ، - از هر دو قسم بهمانى - ل - خ كب ، - از دو قسم بهمانى - د - ط .
( 7 ) - آيد - د .
( 8 ) - بى : و - ه .
( 10 ) - بى : و - ه .
( 9 ) - برون - د ، - بيرون از - ل - خ كب .
( 11 ) - برون - د .
( 12 ) - را بود - م - ك - ل ، - است - آ ، - بى : « علت بود آرى » تا « باستارى را بود » - ه .
( 13 ) - بجهد - م - ك - ل - ط - د ، - نجهد و - كب ، - بجهد و - ه - د .
( 14 ) - بى : بود - ل .