ليكن اندر جدل نيكوست ، كه « 1 » ظاهرى و عامى « 2 » مردم عيب اين « 3 » ندانند ، و بپذيرند « 4 » .
پيدا كردن صورت قياس و مادت قياس
« 5 » صورت قياس اين اقتران و تأليف بود كه اندر « 6 » ميان مقدّمات افتد ، چنان كه گفته آمد « 7 » .
و امّا مادت قياس مقدمات بوند و هر چند « 8 » درستر بود « 9 » ، قياس درستر بود .
هامش
( 1 ) - كه هر ظاهرى الخ - ل ، - كه ظاهرى دارد و عامهء - ط ، - كه ظاهرى و دعامى - ه .
( 2 ) - كه هر ظاهرى الخ - ل ، - كه ظاهرى دارد و عامهء - ط ، - كه ظاهرى و دعامى - ه .
( 3 ) - عيب آن - كب ، - اين عيب - د .
( 4 ) - نپذيرند - د - ل ، - نپذيرد - آ ، - عيب چهارم اين طريق آنست كه الگاريم - كه اوصاف خانه منحصر در ا ب ج است ، و اقسام علت منحصر است در آنكه خصم شمرد ، و ج مثلا كه متصور بوده علت حدوث است ؛ از كجا كه او علت است به اين وجه - كه هر جا كه او يافت شود ، حدوث يافت شود ؟ ! شايد كه ج دو قسم باشد ، و يك قسم او علت حدوث باشد ، و قسم دوم علت نباشد . پس از آنكه گويند : علت نه ا است ، و نه ب است لازم نيايد كه ج مطلق علت است ، پس ظاهر شد كه اين طريق يقينى نيست ، ليكن در جدل نيكو است [ و ] مردم ظاهرى و عامى عيب اين طريق ندانند ، و او را قبول كنند - ن .
( 5 ) - بى : و مادّت قياس - ه - ن .
( 6 ) - در - ن .
( 7 ) - كه مذكور شد - ن .
( 8 ) - باشد هر چند - ن .
( 9 ) - بى بود - ك ، - بوند - ل ، - باشد - ن .