تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
و « 1 » سوم - آن كه « 2 » چنين بادا ، كه « 3 » همه وصف يافت « 4 » . مثلا خانه را سه وصف بود : فلانى ، و باستارى ، و بهمانى ؛ قسمت علتها نه سه بود « 5 » و بس ، كه سيارى بيشتر بود ؛ مثلا خانه محدث يا از قبل فلانى بود ، يا از قبل باستارى ، يا از قبل « 6 » بهمانى ، يا از قبل خانگى - و فلانى ، يا از قبل خانگى - و « 7 » باستارى ، يا از قبل خانگى - و بهمانى ، يا از قبل باستارى - و بهمانى ، يا از قبل فلانى « 8 » - و بهمانى ، يا از قبل خانگى - و فلانى - و باستارى و همچنين تركيب يكى با « 9 » ديگر ؛ - كه شايد « 10 » از قبل يك معنى را « 11 » هيچ حكم نبود ، « 12 » چون دو شوند « 13 » حكم آيد ، يا چون سه شوند « 14 » .
هامش
( 1 ) - و تو هر دو او را مىديديم ، و اين جواب چيزى نيست - كه بسيار باشد [ كه ] در چيز معنى باشد ، و در وقتى از اوقات بر متخاصمان هر دو پوشيده باشد ، و معنى معقول مثل پيلى محسوس نيست - كه هر زمان كه نزد كسى ايستاده باشد ، و او را مانعى از ديدن پيل نباشد البته خواهد [ ديد ] و در شك نخواهد بود كه اين پيل است ، يا وزغه است - ن - ( 2 ) - كه اگر - ه ، - آنكه انگاريم كه - ن . ( 3 ) - كه اگر - ه ، - آنكه انگاريم كه - ن . ( 4 ) - و صفها يافته - ن . ( 5 ) - بى : و - ك ، - نه سو بود و - د . ( 6 ) - يا از باستارى يا قبل - كب . ( 7 ) - بى : خانگى و - ه - كب . ( 8 ) - بى : و باستارى يا از قبل خانگى - د . - بى : « يا از قبل خانگى و بهمانى » تا « يا از قبل فلانى » - ه . ( 9 ) - بى : با - ه . ( 10 ) - كه شايد كه - د . ( 11 ) - مرا تنها - م - ك . ( 12 ) - نبود و - د . ( 13 ) - شود - آ . ( 14 ) - چون سه شويند سه نشوند - آ .