تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
و قياسها به صورت همه « 1 » يك گونه بود « 2 » و ليكن نه همه « 3 » از مقدّماتى « 4 » راست بوند ، كه بسيار « 5 » قياسها بوند « 6 » كه مقدّمات ايشان به گمان « 7 » بوند - و نه بحقيقت بوند ، و بجمله . مقدّمات « 8 » هر قياسى « 9 » از دو برون نبود « 10 » : يا مقدماتى بوند كه ايشان را « 11 » نخست بقياسى « 12 » و حجتى درست كرده بوند بحقيقت يا به گمان ، و چون ايشان را درست كرده بوند « 13 » آنگاه ايشان را مقدّمهء قياس كنند زيرا كه ايشان « 14 » بنفس خويش پذيرفته نه‌اند « 15 » ، و شايد كه اندر ايشان شكّ كند « 16 » كسى .
هامش
( 1 ) - بى : همه - ن ، - هم - ط . ( 2 ) - گون بود - م - ك ، - گونه بوند - ه - ط - كب - د ، - گونه باشند - ن . ( 3 ) - همه بود - ك . ( 4 ) - مقدمات - آ - ن . ( 5 ) - بسيارى - كب . ( 6 ) - مقدمات باشد بلكه بسيار قياسها باشد - ن . ( 7 ) - به گمان باشد و حقيقى نبود و فى الجمله اينكه - ن . ( 8 ) - بى : « مقدمات » تا « و بجمله » - ه . ( 9 ) - قياس - ه . ( 10 ) - نباشد - ن . ( 11 ) - بى : را - ه . ( 12 ) - بى : را - ه ، - باشد كه آن را بقياسى - ن ، - بوند كه ايشان را نخست بقياس - د . ( 13 ) - بودند - د ، - بى : « بحقيقت » تا « كرده بودند » - آ ، درست نكرده باشند بحقيقت‌يابگان ، و حجتى ايشان را درست كرده باشند - ن . ( 14 ) - ايشان را - د . ( 15 ) - بى : نه - آ ، - خود پذيرفته نيند - ن . ( 16 ) - كنند - د .