و قياسها به صورت همه « 1 » يك گونه بود « 2 » و ليكن نه همه « 3 » از مقدّماتى « 4 » راست بوند ، كه بسيار « 5 » قياسها بوند « 6 » كه مقدّمات ايشان به گمان « 7 » بوند - و نه بحقيقت بوند ، و بجمله .
مقدّمات « 8 » هر قياسى « 9 » از دو برون نبود « 10 » :
يا مقدماتى بوند كه ايشان را « 11 » نخست بقياسى « 12 » و حجتى درست كرده بوند بحقيقت يا به گمان ، و چون ايشان را درست كرده بوند « 13 » آنگاه ايشان را مقدّمهء قياس كنند زيرا كه ايشان « 14 » بنفس خويش پذيرفته نهاند « 15 » ، و شايد كه اندر ايشان شكّ كند « 16 » كسى .
هامش
( 1 ) - بى : همه - ن ، - هم - ط .
( 2 ) - گون بود - م - ك ، - گونه بوند - ه - ط - كب - د ، - گونه باشند - ن .
( 3 ) - همه بود - ك .
( 4 ) - مقدمات - آ - ن .
( 5 ) - بسيارى - كب .
( 6 ) - مقدمات باشد بلكه بسيار قياسها باشد - ن .
( 7 ) - به گمان باشد و حقيقى نبود و فى الجمله اينكه - ن .
( 8 ) - بى : « مقدمات » تا « و بجمله » - ه .
( 9 ) - قياس - ه .
( 10 ) - نباشد - ن .
( 11 ) - بى : را - ه .
( 12 ) - بى : را - ه ، - باشد كه آن را بقياسى - ن ، - بوند كه ايشان را نخست بقياس - د .
( 13 ) - بودند - د ، - بى : « بحقيقت » تا « كرده بودند » - آ ، درست نكرده باشند بحقيقتيابگان ، و حجتى ايشان را درست كرده باشند - ن .
( 14 ) - ايشان را - د .
( 15 ) - بى : نه - آ ، - خود پذيرفته نيند - ن .
( 16 ) - كنند - د .