هر جسمى « 1 » مصور محدث بود « 2 » پس آسمان محدث است « 3 » .
و اين طريق مانندهترست ، و اندر « 4 » جدل خوش است ؛ و « 5 » ليكن حقيقى و يقينى نيست ، و اندر « 6 » پديد كردن نايقينى اين راههاست « 7 » كه دشوار « 8 » تر است ، و ليكن به چند راه آسانتر پيدا كنيم كه نا « 9 » يقينى است .
نخستين آنست كه باشد كه حكم « 10 » مر آن چيز را كه اصل همىگويند « 11 » ، نه از قبل سببى بود ، بلكه مثلا از قبل خانگى بود ، و « 12 » اندر خانگى مر خانه را « 13 » هيچ انبار « 14 » نبود .
و ديگر « 15 » آن كه شمردن همه و صفها « 16 » نه كارى آسان
هامش
( 1 ) - جسم - كب - ن .
( 2 ) - باشد - ن .
( 3 ) - باشد - ن .
( 6 ) - و در - ن .
( 4 ) - و در - ن .
( 5 ) - بى : و - ن .
( 7 ) - نايقين اين الخ - ه ، - ما يقينى اين - د - ط ، - نايقينى اين را همانست - م - ك - ل .
( 8 ) - دوشوار - ق .
( 9 ) - كه اين نا - كب - د .
( 10 ) - بر - د .
( 11 ) - اصلى الخ - ل ، - اصل همين - ه .
( 12 ) - بى : و - د .
( 13 ) - بى : را - ه ، - هر خانه را - آ .
( 14 ) - انبازى - ط .
( 15 ) - و ذر پديد كردن آنكه اين راه يقينى نيست هر چند طريق دشوار نيست ليكن ما به چند راه كه آسانتر است بيان كنيم كه اين طريق يقينى نيست . اول آنست كه شايد كه حكم اصل نه از قبل هستى غير ذات او باشد ، مثلا محدث بودن خانه نه بسبب صفتى از صفات خانه باشد ، بلكه بسبب ذات خانه باشد . و خانه را در ذات خانه بودن هيچ شريك نيست ، - تا در محدث بودن شريك شود . دوّم - ن .
( 16 ) - شمردنى - الخ - كب ، - شمردى الخ - د ، - شمردن تمام وصفهاى چيزى - ن .