كنند « 1 » آسان بكنند ؛ و سبب آنست كه اين چهار عناصر « 2 » به صورت مختلفاند ، و گوهر - و « 3 » مادّت ايشان يكيست ؛ و هيچ صورت بوى اولاتر از ديگر نيست ؛ گاه اين صورت پذيرد ، و گاه آن صورت ؛ چنان كه سبب كنان افتد « 4 »
پيدا كردن صورت اين چهار عناصر و فرق ميان وى و « 5 » ميان كيفيت عرضى
مردمان پندارند كه صورت اين چهار عناصر - اين كيفيتهاء « 6 » محسوس است ، با گرانى و سبكى « 7 » ، و اين نه چنين است « 8 » - كه صورت كما بيشى نپذيرد « 9 » ، و اين حالها كما بيشى پذيرند « 10 » .
و اگر صورت آب - اين سردى محسوس بودى ، چون گرم شدى تباه شدى .
يا اگر صورت هوا - سبكى بودى - و ميل جنبش سوى برسو « 11 » ، چون اندر جاى خويشتن بودى تباه شدى ؛ - كه هيچ جسم را اندر جايگاه خويش
هامش
( 1 ) بكنند - آ - ه - د .
( 2 ) عنصر - آ - ه - ط - د - ن .
( 3 ) بى : و - ق - ظ .
( 4 ) اوفتد - آ ، - آن صورت پذيرد چنان كه الخ - ل .
( 5 ) بى : و - آ ، - فرق وى و - ق .
( 6 ) كيفيتهاى - ق .
( 7 ) يا گرانى و سبكى - د - ط ، - يا گرانى و سبك - ن .
( 8 ) نه چنانست - آ - ه .
( 9 ) پذيرد - ط - ن .
( 10 ) پذيرد - ق - آ - ه - ل ، - نپذيرند - ط .
( 11 ) بر سوى - م - ك - آ - ن .