تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و چون سردى غالب بود يخ نمايد . و گاهى انديشهاى گذشته را حكايت كند . و چون نفس ضعيف بود ، خود بكردار « 1 » وى اندر مانده بود - هم چنان كه « 2 » بحسّ اندر ماند . و اگر نفس قوىّ بود - يا « 3 » فرصت آرامش تخيل يابد ، فارغ بماند از « 4 » جنبش ، و آراسته شود - مر تابش « 5 » كوهرهاى روحانى را اندر وى ، كه سبب ناتابشى « 6 » ايشان اندر وى - از ناپذيرائى نفس بود كه مشغول بود به زير . و چون ايشان اندر نفس بتابند ، آن صورت حالها كه اندر ايشان هست خاصّه آنچه مهمتر « 7 » بود - و مناسب بود - مر نفس را ، اندر « 8 » نفس بتابد ، - كه تابش « 9 » ايشان بمعنى « 10 » حالهاست كه ذاتهاى « 11 » ايشان اندر يافتهاست ، چنان كه پيشتر گذشته است . پس آن صورتها اگر « 12 » جزوى بوند اندر مصوّره صورت بندند « 13 » ، و
هامش
( 1 ) خرد بكردار - كب ، - جز ديگر دار - د . ( 2 ) اندر ماند همچنانكه - د . ( 3 ) با - آ - ه . ( 4 ) و از - د . ( 5 ) بالش - د . ( 6 ) نابالشى - د . ( 7 ) مهتر - آ - ه . ( 8 ) بى : را اندر - ه . ( 9 ) بيابد كه تابشى - د . ( 10 ) بمعنى انتقاش - د - ج . ( 11 ) ذاتهاست - آ . ( 12 ) اگر از - د . ( 13 ) بندد - آ .
طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 132 | أبو علي سينا