تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
ببرد « 1 » ، و صورت انديشه قرار نگيرد ، و دست « 2 » مر متخيّله را بود ، و « 3 » خود انديشهء خويش را « 4 » فراموش كنى . و تدبير « 5 » آن كنى كه چگونه ياد آرى و بگوئى كه « 6 » چه انديشيده‌ام . ؟ تا « 7 » از وى به اين انديشهء ديگر افتادم « 8 » - بىقصد ، آنگاه انديشهء پيشين « 9 » را بحيلت فكر « 10 » بجاى آورى . پس هر خوابى كه چنين بود تعبير بايد او را . و معنى تعبير آن بود كه : گوئى چه چيز ديده باشم - از عالم غيب - تا « 11 » متخيّله از وى به چيزى ديگر شد ؟ ، مثلا چه ديدم - تا متخيله « 12 » او را بدرختى كرد ؟ . پس بيشتر تعبير « 13 » بتخمين بود ، و بتجربتها « 14 » بجاى آورند « 15 » ؛ و هر طبعى را عادتى « 16 » ديگر بود ، و بهر فصلى و حالى متخيّله را محاكاتى
هامش
( 1 ) برد - د - كب . ( 2 ) دوست - آ . ( 3 ) بى : و - د . ( 4 ) بى : را - ه . ( 5 ) فراموش آن كنى و پذير - د . ( 6 ) بى : كه - ك ، - نگوئى كه - د . ( 7 ) يا - م . ( 8 ) بانديشهء ديگر افتاده‌ام - د ، - بانديشه افتادم - آ ، - به اين انديشه افتادم - ط - ه . ( 9 ) بى : انديشهء - آ - ه ، - انديشه پيشتر - ل . ( 10 ) بى : فكر - ه ، - مگر بحيلت فكر - د ، - بحيلت مكر فكر - ق . ( 11 ) ديده بودم تا - آ - ه ، - ديدهء تا متخيله - ط ، - ديده باشيم از عالم غيب يا - د . ( 12 ) منتحب - آ - ه . ( 13 ) پيشتر - د . ( 14 ) تجربها - م - ك . ( 15 ) آوردند - كب ، - آوردن - د . ( 16 ) عادت - د .
طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 134 | أبو علي سينا