تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
معنيهاشان اندر حافظه . اگر متخيّله معارضه نكند « 1 » و آن صورت نيكو ببندد « 2 » خود خواب چنان بود - كه « 3 » ديده بود ، و تعبير و گزارش نبايدش . پس « 4 » اگر متخيّله شتاب كند ، و نفس صورت را ضعيف پذيرد ، كه اگر قوى پذيرد متخيّله خود ساكن بود ، - چنان كه چون از حسّ قوى پذيرد - كه « 5 » چون قوّتى « 6 » فعلى قوى كند ، نفس روى سوى وى دارد ديگر قوّت ضعيف فعل كند . و چون متخيّله ساكن گونه بود ، خواب خود چنان كه ديده آيد راست بود . پس اگر پيوند نفس ببر سو ضعيف بود ، متخيّله پيش دستى كند ، و ديده را « 7 » از حال بگرداند ؛ و بجاى هر معنيى « 8 » چيزى ديگر آرد ، چنان كه اگر تو چيزى را « 9 » به خود بانديشى بتيمار « 10 » متخيّله چيزى نتواند كردن . پس اگر سبك « 11 » دارى متخيّله پيش دستى كند ، و ترا از راه انديشه
هامش
( 1 ) متخيله حكايت نكند - ك - خ م - خ كب ، - متخيله حكايت بكند - د . ( 2 ) نكويندد - د . ( 3 ) بى : چنان بود كه - آ - ط . ( 4 ) بى : پس - ك ، - نيابدش پس - آ - ه . ( 5 ) بى : « متخيله خود » تا « پذيرد كه » - ك ، - متخيله شود ساكن كند چنان كه چون از جنس الخ - د . ( 6 ) كه قومى - ه . ( 7 ) بى : را - آ - ط - ق . ( 8 ) بى : معنيى - ك . ( 9 ) بى : را - آ - ه - د - ط . ( 10 ) به بيمار - د ، - انديشى بتيمار - ق . ( 11 ) شك - د .