معنيهاشان اندر حافظه .
اگر متخيّله معارضه نكند « 1 » و آن صورت نيكو ببندد « 2 » خود خواب چنان بود - كه « 3 » ديده بود ، و تعبير و گزارش نبايدش .
پس « 4 » اگر متخيّله شتاب كند ، و نفس صورت را ضعيف پذيرد ، كه اگر قوى پذيرد متخيّله خود ساكن بود ، - چنان كه چون از حسّ قوى پذيرد - كه « 5 » چون قوّتى « 6 » فعلى قوى كند ، نفس روى سوى وى دارد ديگر قوّت ضعيف فعل كند .
و چون متخيّله ساكن گونه بود ، خواب خود چنان كه ديده آيد راست بود . پس اگر پيوند نفس ببر سو ضعيف بود ، متخيّله پيش دستى كند ، و ديده را « 7 » از حال بگرداند ؛ و بجاى هر معنيى « 8 » چيزى ديگر آرد ، چنان كه اگر تو چيزى را « 9 » به خود بانديشى بتيمار « 10 » متخيّله چيزى نتواند كردن .
پس اگر سبك « 11 » دارى متخيّله پيش دستى كند ، و ترا از راه انديشه
هامش
( 1 ) متخيله حكايت نكند - ك - خ م - خ كب ، - متخيله حكايت بكند - د .
( 2 ) نكويندد - د .
( 3 ) بى : چنان بود كه - آ - ط .
( 4 ) بى : پس - ك ، - نيابدش پس - آ - ه .
( 5 ) بى : « متخيله خود » تا « پذيرد كه » - ك ، - متخيله شود ساكن كند چنان كه چون از جنس الخ - د .
( 6 ) كه قومى - ه .
( 7 ) بى : را - آ - ط - ق .
( 8 ) بى : معنيى - ك .
( 9 ) بى : را - آ - ه - د - ط .
( 10 ) به بيمار - د ، - انديشى بتيمار - ق .
( 11 ) شك - د .