و اختلاف وضع جزوها ، پس حسّ « 1 » بىآلت جسمانى نتواند صورت پذيرفتن ؛ و چيز را « 2 » اندر يافتن .
و ديگر آنست كه : اين صورت اندر خيال و مصوّره « 3 » بايستد ، و فرق ندارد خيال « 4 » از حسّ بدان كه صورت را « 5 » هم با فضول مادّتى پذيرد ، و مجرد نتواند پذيرفتن ، و هم چون خيال آن صورت را پذيرد « 6 » جسمانى پذيرد ، - با « 7 » كميّت محدود - و كيفيّت محدود ؛ و « 8 » اجزاء و را « 9 » مشاهده كند ، و وضعهاء مختلف بيند - چنان كه بحسّ بيند ؛ پس شك نيست كه آن صورت را به آن اندازه - و به آن « 10 » اختلاف جزوها اندر وضع ، پذيراى بود ، - هم چون وى باندازهء وضع . « 11 » پس « 12 » صورت خيالى هم بآلت جسمانى بود ، و آن آلت بهرهايست « 13 » اندر جاى جسمانى - كه مقدّم مغزست - كه
هامش
( 1 ) حسن - د .
( 2 ) چيزها - كب .
( 3 ) مصور - د .
( 4 ) خيالى - م - ك .
( 5 ) صورتها - م - ك .
( 6 ) صورت پذيرد و - د ، - صورت را پذيرد و - كب .
( 7 ) يا - ق - د ، - تا - م - ك .
( 8 ) بى : و - ك .
( 9 ) وى را - د - ه - آ - كب - ط .
( 10 ) به اندازه و با آن - د ، - به اندازه و يا آن - آ .
( 11 ) با اندازه - ق .
( 12 ) پس پس - د .
( 13 ) بهر است - ه ، - بهره است - د - ط - ق .