تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
بصواب - و بنافع « 1 » بود . و اما خوشى خشم « 2 » و غلبه از قوت حيوانى بود . و مر جان مردم را دو روى « 3 » است : يكى روى سوى بر برسوست - و « 4 » بجايگاه خودست ، و يكى روى سوى اين جهانست ؛ و قوّت كنائيش بسوى « 5 » اين جهانست « 6 » و قوت اندر يافتش بسوى « 7 » بر برسوست - و به آن جهانست . و نتوانيم « 8 » قوت اندر يافت مردم را پيدا كردن تا اقسام اندر يافتها نگوئيم « 9 » .

پيدا كردن حال عقل « 10 » و صورتهاء معقول

هر چه ما اندر يابيم آن بود كه ماهيت - و معنى - و صورت آن چيز به خود گيريم ، و صورت چيز گرفتن گوناگونست ، و مردمى را مثل « 11 » كنيم اندرين غرض « 12 »
هامش
( 1 ) بنيكى و صواب الخ - م - ك ، - به نيكى و بصواب و به نافع - ه - آ ، - تبنگى و تصوّرات و تنافع - د ، - بنيكى و تصورات نافع - ط . ( 2 ) اما خوشى - آ - ه ، - اما خوشى جسم - م ، - اما جوشى خشم - د ، - و اما جوش خشم - ط ، - و اما خوشى - ل . ( 3 ) دورى - ك ، - دردى - د . ( 4 ) و نه - د . ( 5 ) كياپيش سوى - د - كنائيش سوى - ط . ( 6 ) بى : و قوت كنائيش بسوى اين جهانست - آ - ه . ( 7 ) اندر يافتن بسوى - د ، - اندر يافتنش سوى - آ - ه ، - اندر يافتيش سوى - كب . ( 8 ) جهانيست و نتوانيم - آ - ه ، - جهانست و بتوانيم - د . ( 9 ) بگوئيم - آ - د - ط . ( 10 ) عقلى - ل . ( 11 ) ميل - د . ( 12 ) عرض - ق .