اكنون گوييم : بنابر نظر شيخ الرئيس ، قوّهء ادراك اگر بالذت چيزى را ادراك كند ، صورت آنچيز در نزد خود قوّهء ادراك حاصل مىشود و اگر به وسيلهء آلت و ابزار ادراك كند ، صورت آن در نزد آن آلت خواهد بود .
در مورد سه قسم اوّل ، صورت محسوس يا متخيّل يا متوهّم در نزد قوّهء حس يا خيال يا وهم است و اين قواى سهگانه از نظر شيخ الرئيس مادّى است ؛ ولى در مورد قسم اخير ، صورت معقول در نزد قوّهء عاقله است و واسطهاى مادّى در كار نيست .
اين مقدّمه نيز در نمط سوم ( فصل هشتم ، نهم و دهم ) بيان شده است . « 1 »
عبارت « فيلزم ان يكون ما يحصل لها من صورة المتعقّل من مادّته موجودا فى مادّته أيضا » اشاره به مقدّمهء دوم است .
3 . قواى جسمانى تنها به وسيلهء جسمى كه موضوع آنهاست ، مىتوانند فاعل و مؤثر واقع شوند . اينها همچنانكه خود مادّىاند ، آنچه از آنها متأثّر مىشود ، نيز مادّى است ، آن هم در صورتى كه مؤثر و متأثّر نسبت به يكديگر داراى وضع مخصوص باشند . به گفتهء حاجى سبزوارى :
و ليست أيضا أثّرت الّا بأن * منفعل منها به وضع اقترن
« 2 »
علت مادّى بدون اينكه معلول آن در وضع خاصّى قرار گيرد ، اثر نمىبخشد .
براى نمونه ، قوّهء سوزندگى آتش در موضوع آن ، يعنى آتش است و بدون آتش ، مؤثر نيست . علاوه بر آن بايد جسمى كه مىخواهد قبول اثر كند و سوخته شود ، نسبت به آتش در وضع خاصّى قرار گيرد . همينطور قوّهء بينايى در چشم است و بدون چشم ، قوّهء بينايى چيزى را نمىبيند . شىء مرئى نيز بايد در وضع خاصّى قرار
هامش
( 1 ) . اگر بخواهيم نظر شيخ الرئيس را دربارهء همهء قواى ادراكى بدانيم ، بايد توجه كنيم كه او دستهاى از قواى ادراكى را دريابنده و دستهاى را نگاه دارنده مىشناسد . قواى دريابنده عبارتند از : حواس ظاهر - كه در رسالهء روانشناسى به هشت حس قائل شده است - حس مشترك ، وهم ، متصرّفه و عقل كه از مختصّات انسان است و قواى نگاه دارنده عبارتند از : خيال و ذاكره .
( 2 ) . شرح غرر الفرائد ، ( معروف به شرح منظومه سبزوارى ) ، ص 126 .