مخصوصى است ، براى يك چيز دو صورت پديد مىآيد . « 1 »
و فساد آن ، پيش از اين بيان شده است . « 2 »
بنابراين ، صورتى كه قوّهء عاقله ، آلت خود را به وسيلهء آن ادراك مىكند ، همان صورتى است كه قوّهء عاقله در آن است « 3 » و قوّهء عاقله همواره با آن ، مقارن و همراه است . « 4 »
اين تقارن و همراهى يا موجب تعقّل هميشگى است ، يا هرگز موجب تعقّل نمىشود . « 5 »
هيچ يك از اين دو قسم ، صحيح نيست .
شرح و تفسير
اكنون شيخ الرئيس چهارمين برهان خود را بر اينكه تعقّل نفس به وسيلهء آلت جسمانى نيست ، اقامه مىكند .
پيش از تقرير برهان به ذكر مقدّماتى مىپردازيم كه شيخ الرئيس آنها را در نمطهاى پيش مورد بحث قرار داده است و بدون توجه به آنها فهم و پذيرش برهان با مشكل روبهروست .
بيان مقدّمات
1 . علم و ادراك ، حصولى يا حضورى است . در علم حضورى علم ، عين عالم يا
هامش
( 1 ) . اشاره به چهارمين مقدّمهء برهان است كه در نمط چهارم ( فصل 19 ) بيان شده است .
( 2 ) . مقصود همان مطلبى است كه در فصل 19 از نمط چهارم توضيح داده شده است .
( 3 ) . مقصود اين است كه يك صورت ، در ماده است كه همان - به حسب فرض - ماده خود را تعقّل مىكند .
( 4 ) . يعنى قوّهء عاقله و ماده همواره با هم بوده و هستند .
( 5 ) . اين همان تالى قياس استثنايى است كه در صدر فصل به عنوان برهان آورده شد و چون تالى باطل است ، مقدّم نيز باطل است .