تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
مجرّد از بدن است ، ولى گاهى آن‌چنان گرفتار شواغل و عوارض بدنى و تدبيرهاى جسمانى مىشود كه از هرگونه تفكّر و تعقّلى كه از ويژگىهاى خود اوست ، بازمىماند . شخصى كه به دليل برخى از عوارض بدنى از شدّت درد به خود مىپيچد ، چگونه مىتواند به تفكّر و تعقّل پردازد ؟ شخصى كه در شهوت‌ها و لذّت‌هاى جسمانى غوطه‌ور است ، چگونه مىتواند قوّهء عاقله و مفكّرهء خود را به كار اندازد و به محصولات فكرى و عقلى دست‌رسى پيدا كند . هرچند ممكن است برخى از نفس‌هاى قوى ، آن‌چنان محو در تعقّل و تفكّر و سير و سلوك بشوند كه عوارض و شواغل جسمانى ، اندك تأثيرى در كار آنها نداشته باشند . شاعرى به مخاطب خويش مىگويد :
نه آن‌چنان به تو مشغولم اى فرشته سير * كه ياد خويشتنم در ضمير مىآيد ز ديدنت نتوانم كه ديده بردوزم * اگر معاينه بينم كه تير مىآيد
نقل شده است كه خود شيخ الرئيس هرگاه از راه اعمال قوّهء عاقله ، به حلّ يك مشكل علمى و عقلى نايل مىآمد ، چنان به وجد مىآمد كه مىگفت : « أين أبناء الملوك ؟ ؛ شاهزادگان كجايند ؟ » يعنى آنها نفس خود را به شواغل جسمانى و لذّت‌هاى ناپايدار مادّى مشغول كرده‌اند و هرگز نمىتوانند از لذّت‌هاى پايدار عقلى و نظرى بهره‌مند و برخوردار باشند . امير المؤمنين عليه السّلام را تيرى در پاى نشسته بود و شدّت درد ، مانع بود كه تير را از پايش بيرون كشند ؛ اما همين‌كه به محراب عبادت رفت و به رازونياز با معشوق ، مشغول شد ، تير را از پايش كشيدند و او متوجّه درد نشد . « 1 » شيخ الرئيس براى مزيد آگاهى شاگردان مكتب فلسفى خويش مىگويد : و أزيدك بيانا فاقول : إنّ الشّىء قد يعرض له من غيره ما يشغله عن فعل نفسه ؛
هامش
( 1 ) . كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، قسم الالهيّات ، المقصد الخامس ، المسألة السابعة ، ص 220 .