اكنون با توجه به اينكه قوّهء عاقله هم - ولو به ندرت - با كلال و ملال آلات و ادوات بدنى ، دستخوش كلال و ملال مىشود ، ممكن است به قياس مورد بحث ، خدشهاى وارد گردد و چنين گفته شود كه به دليل همين كلال و ملال اندك ، مىتوان گفت كه قوّهء عاقله هم جسمانى بوده و به وسيلهء آلات و ادوات بدنى كارهاى خود را - كه همان ادراك صورتهاى معقول است - انجام مىدهد .
بنابراين ، به جاى رفع تالى قياس مزبور ، وضع تالى مىكنيم و مىگوييم : لكن قوّهء عاقله ، گاهى با كلال و ملال آلات بدنى ، دستخوش كلال و ملال مىشود .
ولى شيخ الرئيس نگران چنين اشكالى نيست ؛ چرا كه در قياس شرطى استثنايى ، نتيجهء وضع تالى ، وضع مقدّم نيست ؛ چنانكه نتيجهء رفع مقدّم هم رفع تالى نيست . از اينرو ، مىگويد :
و ليس إذا كان يعرض لها مع كلال الآلة كلال يجب أن لا يكون لها فعل بنفسها .
اگر گاهى قوّهء عاقله ، با كلال و ملال آلات و ادوات بدنى دستخوش كلال شود ، دليل اين نيست كه قوّهء عاقله ، فاعل مستقل نباشد . مگر مانعى دارد كه گاهى شواغل و موانع ، فاعلى را از فعلش بازدارند ؟ البته همهء فاعلها گرفتار شواغل و موانع نمىشوند . فاعل وجوبى فاعلى است كه نه فعلى او را از فعلى بازمىدارد و نه قولى او را از قولى و نه سمعى او را از سمعى . « 1 »
رمز اينكه اشكال فوق ، خللى بر استدلال قياسى شيخ الرئيس وارد نمىكند ، اين است :
و ذالك لأنّك علمت أنّ استثناء عين التّالى لا ينتج .
نكتهء مهم و حسّاس اين است كه نفس اگرچه نسبت به تعقّلات خود ، مستقل و
هامش
( 1 ) . يا من لا يشغله سمع عن سمع يا من لا يمنعه فعل عن فعل يا من لا يلهيه قول عن قول يا من لا يغلّطه سؤال عن سؤال . . . ( مفاتيح الجنان ، دعاى جوشن كبير ، بند 90 ) .