تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
قوّهء عاقله هم دست‌خوش كلال و ملال مىشود . مگر نه اين است كه هرگاه چشم انسان دچار عارضه‌اى مىشود ، قوّهء بينايى ضعيف مىگردد ، يا به‌طور كلى از كار مىافتد ؟ ديگر قواى حسى و حركتى هم محكوم به حكم قوّهء باصره‌اند ؛ ولى قوّهء عاقله چنين نيست . انسان هر اندازه بر سنّ و سالش مىگذرد ، از نيرو و توان قواى حسى و حركتىاش كاسته مىشود ؛ ولى از نيرو و توان قوّهء عاقله‌اش نه تنها كاسته نمىشود ، بلكه بر آن ، افزوده مىشود ؛ تا آن‌جا كه على عليه السّلام فرموده است : رأى الشّيخ أحبّ إلىّ من جلد الغلام ؛ « 1 » تدبير پير را از چابكى و چالاكى جوان دوست‌تر دارم . آرى ، خداوند نعمت‌هاى بدنى را كه در حدّ وفور در اختيار انسان قرار داده ، آرام آرام از او مىگيرد و او را براى رها كردن تن و ارتحال به عالم بقا آماده مىسازد ؛ ولى قوّهء عقلانى را نمىگيرد . اكنون مىتوانيم استدلال شيخ الرئيس را به تبع خود او در قالب يك قياس شرطى استثنايى ارائه دهيم : اگر نفس با آلات و ادوات بدنى تعقّل مىكرد و قوّهء عاقله ، جسمانى بود ، هرگاه آلات و ادوات بدنى دست‌خوش كلال و ملال مىشد ، قوّهء عاقله هم دست‌خوش كلال و ملال مىشد . با رفع تالى ، مقدّم هم رفع مىشود . از آن‌جا كه كلال و ملال آلات بدنى موجب كلال و ملال قوّهء عاقله نمىشود ، معلوم مىشود كه قوّهء عاقله جسمانى نيست ؛ بلكه مجرّد از بدن است . شيخ الرئيس در مقام تبيين و تقرير استدلال خويش در قالب قياس شرطى استثنايى مىگويد :
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 86 .
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 52 | احمد بهشتى