تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
فعلى به ذات خويشتن نباشد ؛ زيرا دانستى كه استثناى عين تالى منتج نيست . « 1 » براى توضيح بيشتر گويم : شىء گاهى از ناحيهء غير ، از فعل خويش باز مىماند و اين ، دليل نيست كه او فعلى از ناحيهء خويشتن ندارد . « 2 » اما هرگاه موجود شود و غيرى او را باز ندارد ، محتاج آن نيست و اين ، دلالت دارد بر اين‌كه او به ذات خويشتن ، داراى فعلى است .

شرح و تفسير

بحثى كه در اين فصل دربارهء تجرّد قوّهء عاقله مطرح شده است ، از آشكارترين بحث‌هاى تنبيهى اشارات است و به همين جهت است كه شيخ الرئيس ، با عنوان تبصره آن‌را آغاز كرده است . اگر انسان به موقعيّت نفس و قوّهء عاقلهء خويش آگاهى و بينايى داشت ، هرگز دربارهء خويشتن قضاوت كوركورانه نمىكرد و ذات خود را جسم و قوّهء عاقله خود را حالّ در جسم نمىپنداشت . مطالبى كه شيخ الرئيس در اين فصل مطرح كرده ، اشخاصى را كه دچار كورى شده‌اند و نمىتوانند به تجرّد ذات و قوّهء عاقلهء خويش پى ببرند ، بينا و آگاه مىكند و آنها را از هرگونه قضاوت كوركورانه‌اى رهايى مىبخشد .
چشم دل باز كن كه جان بينى * آن‌چه ناديدنى است آن بينى آن‌چه بينى دلت همان خواهد * آن‌چه خواهد دلت همان بينى
در فصل پيش معلوم شد كه نفس با موت بدن به مبادى عاليهء خود باقى است . اكنون بايد معلوم شود كه آيا تنها نفس است كه باقى مىماند ، بدون اين‌كه قواى نفس باقى بمانند ، يا اين‌كه همه يا برخى از قواى نفس هم باقى مىمانند ؟
هامش
( 1 ) . اشاره به اين‌كه در قياس شرطى استثنايى وضع تالى منتج نيست . ( 2 ) . ممكن است يك مانع خارجى ، فاعلى را از فعلش بازدارد . آيا اين ، دليل است بر اين‌كه او فاعل نيست . براى هر تأثيرى بايد مقتضى موجود و مانع مفقود باشد . مانع ، رافع اقتضا نيست .
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 49 | احمد بهشتى