تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

گزارش تفصيلى بخش چهارم

پنج فصل آخر نمط هفتم يعنى از فصل بيست‌وسوم تا بيست‌وهفتم به اين بخش اختصاص دارد . از آن‌جا كه خداوند به تمام جزئيّات عالم است ، بايد معلوم شود كه شر چگونه در قضاى الهى راه يافته است ؟

فصل بيست‌وسوم

در اين فصل ، بيان شده است كه شر ، حقيقى يا نسبى است . شرّ حقيقى ، يعنى عدم ذات يا عدم كمال ذات . اين معنا از شر ، عدمى است و نيازى به فاعل و خالق ندارد . شرّ نسبى به موجودى گفته مىشود كه منشأ عدم ذات يا عدم كمال موجود ديگرى شود . بايد ديد آيا خداوند ، موجودى كه شرّ نسبى است خلق مىكند يا نه ؟ اين‌جاست كه مخلوقات به پنج قسم تقسيم مىشوند : شرّ محض ، شرّ غالب ، شرّ مساوى با خير ، خير غالب و خير محض . از ديدگاه فيلسوفان مسلمان دو قسم اخير خلق مىشوند . موجودات مجرّد عقلى ، خير محضند و خداوند وجود آنها را افاضه كرده است . موجودات عالم طبيعت ، خير غالبند . آتش - هرچند گاهى منشأ شر و ضرر مىشود - ولى خيرش غالب است و بايد خلق شود ؛ چرا كه ترك خير كثير ، به سبب شرّ قليل ، شرّ كثير است .

فصل بيست‌وچهارم

در اين فصل ، بحث دربارهء اين است كه اگر آن‌چه در عالم طبيعت خلق شده ، شرّ نادر است ، پس چرا بر انسان كه گل سرسبد اين عالم است ، شر غلبه دارد ؟ غالب ، بلكه اغلب انسان‌ها به لحاظ قوّهء نطقى گرفتار جهل و به لحاظ قوّهء شهوى و غضبى ، مطيع شهوت و غضبند .