پاسخ او اين است كه صورتهاى عقلى ، پس از مرتبهء ذات و از لوازم ذاتند و كثرت آنها كثرت طولى است .
فصل هجدهم
در اين فصل ، بحث دربارهء اين است كه واجب الوجود ، اشياى جزئى را همانگونه ادراك مىكند كه كليّات را ادراك مىكند ؛ چرا كه علم او به جزئيات از راه علل و اسباب است ، نه از راه انفعال و تأثّر او از جزئيات و به همين لحاظ است كه علم او به جزئيّات ، مستلزم هيچ تغيّر و انفعالى در ذات او نيست .
فصل نوزدهم
در اين فصل ، بحث دربارهء اقسام صفات است ؛ چرا كه برخى از صفات ، با تغيير امور خارج ، تغيير مىپذيرند و برخى تغيير ناپذيرند .
صفات ، حقيقى يا اضافى است . صفات حقيقى ، حقيقى محض يا حقيقى ذات اضافه است . صفات حقيقى ذات اضافه ، ( مضاف ) نيز بر دو قسم است ؛ چرا كه يا با تغيير مضاف اليه ، تغيير مىكند و يا تغيير نمىكند . بنابراين ، صفات بر چهار قسمند :
اضافى محض ، حقيقى محض ، حقيقى ذات اضافهاى كه به تغيير مضاف اليه تغيير مىكند و حقيقى ذات اضافهاى كه به تغيير مضاف اليه ، تغيير نمىكند .
تنها قسمى كه براى خداوند ممتنع است ، صفات حقيقى ذات اضافهاى است كه به تغيير مضاف اليه تغيير مىكند .
فصل بيستم
در اين فصل ، بحث دربارهء صفات اضافى محض و صفات حقيقى ذات اضافه و فرق ميان آنهاست .