فصل بيستويكم
در اين فصل به نتيجهگيرى از بحثهاى فصلهاى پيشپرداخته و بيان كرده است كه علم واجب الوجود به جزئيّات ، علم زمانى متغيّر و وابسته به حال ، گذشته و آينده نيست ؛ بلكه علم او فوق زمان ، دهر ، روزگار ، روز ، سال ، ماه ، دقايق و ثوانى است و جز ازلى و ابدى نيست .
فصل بيستودوم
در آخرين فصل اين بخش ، يك بار ديگر - همانگونه كه در نمط ششم فصل نهم « 1 » مطرح شد - به بحث دربارهء تفسير عنايت پرداخته است .
در نمط ششم ، بحث عنايت را به اين جهت مطرح كرد كه گفته بود : موجود عالى ، كارى را به دليل موجود سافل انجام نمىدهد ؛ بنابراين لازم بود كه معلوم كند نظام هستى ، چگونه بدون قصد و اراده و بدون غرض زايد بر ذات از او صادر مىشود .
در اينجا اين بحث را به اين لحاظ آورده است كه چون علم به جزئيّات را - از حيث اينكه متغيّرند - نفى كرده است . بنابراين ، بايد معلوم شود كه جزئيّات متغيّر ، چگونه از او صادر شدهاند .
جايگاه اصلى تفسير عنايت همينجاست كه بحث دربارهء علم واجب است .
اينجاست كه بايد علم عنايى تفسير شود ، تا معلوم گردد كه وقتى مىگوييم : خداوند فاعل بالعنايه است ، يعنى چه ؟ بحث عنايت را صدر المتألّهين در آغاز بحث شرور مطرح كرده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . غايات و مبادى ، ص 76 .
( 2 ) . الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعه ، ج 7 ، ص 55 - 57 .