تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
افزوده شدن هيدروژن به آن ، آب گردد . او در اين فصل ، اتحاد دو شىء را سخن شاعرانه و غير معقول ناميده است ( قول شعرى غير معقول ) . البته اگر مراد ، اتحاد دو ماهيّت باشد ، از شاعرانه هم شاعرانه‌تر است ؛ چرا كه اگر هر دو شىء ، موجودند ، اتحادى صورت نگرفته و اگر يكى از آنها موجود و ديگرى معدوم است ، باز هم آن دو شىء ، متّحد نشده‌اند .

فصل دوازدهم

در آخرين فصل اين بخش تحت عنوان « تذنيب » به نتيجه‌گيرى پرداخته و رابطهء عاقل و معقول را اين‌گونه بيان كرده كه معقول در ذات عاقل ، متقرّر مىشود . اين ، همان نظرّيهء علم ارتسامى است . در حقيقت ، صورت‌هاى معقولى ، جلايايى هستند كه در نزد قوّهء عاقله از راه ارتسام جلوه‌گر مىشوند . علت اين‌كه صورت‌هاى عقلى را « جلايا » ناميده ، اين است كه آنها صورت‌هايىاند كه به يقين با واقع خويش مطابقت دارند و از كاشفيّت دقيق و قطعى برخوردارند و اگر كاشفيّت نداشتند ، جلايا نبودند .

گزارش تفصيلى بخش سوم

ده فصل از اين نمط ، يعنى از فصل سيزدهم تا بيست‌ودوم ، به اين بخش اختصاص دارد ؛ چرا كه لازم است به لحاظ اين‌كه محور اصلى اين نمط ، بحث دربارهء مجرّدات است ، دربارهء علم مجرّد - به ويژه علم واجب كه فوق همهء مجرّدات است - بحث شود . بحث دربارهء علم واجب الوجود ، يكى از مشكل‌ترين مباحث فلسفى و كلامى است و براى همين است كه قائلان به اثبات علم ، در برابر قائلان به انكار ، راه‌هاى مختلف پيموده و اقوال متعدّدى اظهار كرده‌اند . كمتر مسأله‌اى در فلسفه و كلام ، اين‌همه مورد اختلاف و چون‌وچرا واقع شده است . تقريبا همهء فيلسوفان و