تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ظرف خارج جاى گرفته باشد و رابطهء آنها رابطهء ظرف و مظروف باشد ؛ بلكه موجود خارجى ، يعنى خود خارج ، يعنى مرتبه‌اى از مراتب خارج . بنابراين ، موجود خارجى و خارج ، با يك‌ديگر متّحدند . موجود ذهنى نيز چيزى نيست كه در ظرف ذهن گنجانيده شود ؛ بلكه خود ، مرتبه‌اى از مراتب ذهن و خود ذهن است و بدين‌ترتيب ، ذهن و موجود ذهنى - و به عبارت ديگر : عاقل و معقول - با يك‌ديگر متّحدند . « 1 » وى اين بيان را بيانى محكم مىشمارد ، مشروط به اين‌كه خواننده و شنوندهء آن ، از نيروى حدسى صايب و توانمند ، برخوردار باشد . « 2 »

5 . طريقهء حركت جوهرى

فيلسوفانى كه اشتداد در جوهر يا حركت جوهرى را پذيرفته‌اند ، ناگزيرند كه اتحاد عاقل و معقول را پذيرا شوند ؛ چراكه تمام صورت‌هاى عقلىاى كه نفس ناطق انسانى به آنها دست مىيابد ، اشتداد جوهرى و كمال وجودى خود نفس است و اگر غير از اين باشد ، نفس هيچ‌گونه تكاملى پيدا نكرده است . نفس آدمى از دوران كودكى تا پيرى ، مراحلى طى كرده و از نقص به كمال و از قوّه به فعل و از فقدان به وجدان رسيده و نمىتوان گفت : نفس آدم پير ، همان نفس كودك است كه اعراض و اوصافى به آن ضميمه شده و در ذات آن هيچ‌گونه اشتداد و تكاملى پديد نيامده است . حتّى كسانىكه حركت جوهرى را انكار كرده‌اند ، بايد اعتراف كنند كه نفس آدم پير ، عينا همان نفس كودك - كه تغيير اوصاف داده و در ذات آن ، تحوّل و تكاملى پديد نيامده - نيست . گاهى برخى از اعتراف‌هاى منكران حركت جوهرى با اعتقاد آنها به نفى حركت
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ، ص 66 . ( 2 ) . ر . ك : همان ، ص 299 .