تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اطوار خود نفسند و هرگز چنين نيست كه چيزى به نام صورت علمى در كنار نفس و مجاور او قرار گرفته باشد ؛ تا گفته شود كه پيش از علم ، جاى او در نزد نفس خالى بوده و اكنون جايش پر شده باشد . اگر نفس با به دست آوردن علم ، خود علم نشود ، چه شرافتى در ذات او حاصل شده است ؟ اگر همان است كه پيش‌تر بوده ، كدام قوّه به فعليّت رسيده است ؟ آيا اگر اتحاد عاقل و معقول را نپذيريم ، نبايد معتقد شويم كه نفس آدم بالغ ، همان نفس كودك نابالغ است كه آن‌روز و امروزش يك‌سان است و همواره گرفتار فقدان است ؟ اگر اتحاد نباشد ، علم و ديگر فضايل نفسانى ، هم‌چون اموال ، فرزندان ، همسران ، پدران ، مادران ، نياكان ، نزديكان و دوستان ، همه خارج از وجود اويند و هيچ‌گونه اشتداد و استكمالى براى ذات نفس فراهم نشده و هم‌چون ديگر تعلّقات دنيوى آنها را به وقت مردن رها مىكند و پىكارش مىرود . آرى ، نفس در پى غايات و كمالات است و به هر غايتى مىرسد ، از سنخ همان غايات مىشود و به هر كمالى مىرسد ، با آن كمال ، يگانگى پيدا مىكند و براى همين است كه با آنها مىميرد و با همان‌ها محشور مىشود و اگر فاقد آنهاست ، از لاغرى و فقدان ، در رنج است .