تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
اگر اشكال شود كه مجرّد قائم به ذات - لذاته - عاقل است ولى معقول ، قائم به غير است ؛ پس چگونه يكى مىشوند ؟ پاسخ اين است قيام معقول‌ها به غير باطل است . هيچ‌يك از صورت‌هاى عقلى و خيالى ، قيام حلولى ندارند . « 1 »

3 . برهان اسكندر افروديسى

برهان وى همان است كه مورد پذيرش حكيم سبزوارى قرار گرفته است . او پس از ذكر نظريّهء فرفوريوس مبنى بر اتحاد عاقل و معقول ، مىگويد : و المعتمد في إثبات مطلبه ما نقل عن إسكندر من باب اتّحاد المادّة و الصّورة ، فإنّ النّفس في مقام العقل الهيولانيّ مادّة المعقولات ، و هي صور له ؛ « 2 » آن‌چه در اثبات مقصود فرفوريوس ، مورد اعتماد واقع شده ، از باب اتحاد ماده و صورت است كه از اسكندر نقل شده است ؛ زيرا نفس در مقام عقل هيولانى ، مادّهء معقول‌ها و معقول‌ها ، صورت‌هاى آنند . به چه دليل ، ماده و صورت ، اتحاد دارند ؟ فعليّات ، با يك‌ديگر متّحد نمىشوند ؛ ولى هيولا قوّهء محض است و مىتواند با هر فعليّتى متّحد شود . صورت نوعيّهء آب ، هوا نمىشود ؛ ولى هيولاى آب ، از هوا شدن امتناع ندارد . اگر هيولاى جسمانى چنين است ، هيولاى عقلانى چرا چنين نباشد ؟ پس نفس باهر صورتى همان مىشود . « 3 »

4 . استدلال گونه‌اى از حكيم سبزوارى

به نظر وى موجود خارجى و موجود ذهنى ، مانند دوقلوهايىاند كه از اصل واحد پديد آمده و از پستان واحد ، تغذيه مىشوند . موجود خارجى چيزى نيست كه در
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . شرح غرر الفرائد ( مشهور به شرح منظومهء سبزوارى ) ، ص 65 - 66 . ( 3 ) . ر . ك : همان ، ص 297 - 298 .