او معتقد است كه عنايت الهى يعنى تمثّل نظام كلى جهان هستى در علم پيشين حضرت حق ، به گونهاى كه يكايك موجودات از آنچه در علم او تمثّل يافته ، به وجود آيند . « 1 »
او در فصل هفتم از نمط سوم اشارات فرموده است :
إدراك الشيء هو أن تكون حقيقته متمثّلة عند المدرك يشاهدها ما به يدرك ؛ « 2 »
ادراك شىء ، عبارت از اين است كه حقيقت آن در نزد ادراككننده تمثّل يابد ، بهگونهاى كه ادراككننده آنرا مشاهده كند .
خواجهء طوسى در شرح آن ، مدركها را دو قسم كرده است : مادّى و غيرمادّى .
مدرك مادّى در صورتى تمثّل مىيابد كه صورت آن ، از نفس حقيقت خارجى انتزاع شود و مدرك غيرمادّى يا مفارق ، بىنياز از انتزاع است . تمثّل حقيقت ، شامل هر دو قسم مىشود . هرگاه چيزى در برابر چيزى تمثّل مىيابد ، به حقيقت يا به مثال خود در حضور او قيام مىكند . در هر ادراكى دو اضافه است : يكى اضافه به ادراككننده و ديگرى اضافه به ادراك شونده . بنابراين ، بايد در تعريف آن به هر دو اضافه توجه شود . براى همين است كه ميان مدرك و مدرك تقابل تضايف است . ادراك يا به وسيلهء آلت و ابزار است يا بدون آن ؛ بلكه مدرك به ذات خويش ادراك مىكند . ادراكهاى حسّى و خيالى به آلت و ابزار است ؛ ولى ادراكهاى عقلى بدون آلت و ابزار است .
اينكه شيخ الرئيس تعريف ادراك را به قيد « يشاهدها ما به يدرك » مقيّد كرده است ، براى اين است كه هر دو قسم را شامل شود . « 3 »
اكنون كه با ذكر شواهدى از آثار شيخ الرئيس روشن شد كه او ادراك را عبارت از تمثّل حقيقت شىء در نزد مدرك مىداند ، جا دارد كه به نكتهاى از وى كه شاهدى گويا
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 7 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 130 .
( 3 ) . همان ، ص 131 .