مؤيد اين گفتار همان است كه امام صادق عليه السّلام در يك حديث طولانى دربارهء عقل و علم و جهل فرمود :
إنّ أوّل الأمور ، و مبدأها ، و قوّتها ، و عمارتها التّي لا ينتفع شيء إلّا به ، العقل الّذي جعله اللّه زينة لخلقه ، و نورا لهم . . . و إنّ الظّلمة في الجهل ، و إنّ النّور فى العلم ؛ « 1 »
آغاز و مبدأ و قوّت و آبادى چيزها - كه هيچ چيزى بدون آنها فايده ندارد - عقل است كه خداوند آنرا زينت خلق و نور ايشان قرار داده است . . . ظلمت در نادانى و نور در دانايى است .
آرى ، از دقّت در دقيقهء كلمات مرحوم ملّا محسن فيض ، « سرّ حديث شريف « العلم نور يقذفه اللّه في قلب من يشاء » و حديثى كه اهل بهشت از هر سو مىبينند و قول افاضل حكما : « النّفس بصر كلّه ، و سمع كلّه » و نظاير آنها را فهم كن . » « 2 »
اگر نفس با ادراكهاى عقلى ، خيالى ، وهمى ، حسّى و با زدودن جهل و آراسته شدن به علم ، نورانيّت نيابد ، بلكه خود ، نور نشود ، چه ارزشى دارد ؟ اگر انسان ، خدايى عمل كند ، سراپايش نور مىشود .
از پاى تا سرت همه نور خدا شود * گر در ره خداى تو بىپا و سر شوى
نكتهاى از ارسطو
اسكندر افروديسى از شاگردان برجستهء ارسطوست . او در رسالهء يكصدوپانزده سؤال از استاد خود پرسشهايى كرده و پاسخهايى دريافت نموده كه برخى از آنها در دلالت بر اتحاد عاقل و معقول ، خالى از لطف نيست .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 29 .
( 2 ) . اتحاد عاقل به معقول ، ص 293 .