تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ارسطو در پاسخ از چيستى علم مىگويد : « چالاك شدن جان بر هرچه جز اوست « 1 » » و در پاسخ اين‌كه به چه دانيم كه از كجا آمده‌ايم ، مىگويد : « چون علم مىآموزيم ، پيش‌تر مىرويم . » « 2 » « اين پيش‌تر رفتن ، اعتلا و تقرّب انسان ، درجه‌درجه و جسته‌جسته به سوى مبدأ عالم است كه در مطلق كمال ، كمال مطلق است و علم ، غذا و سازنده و پرورانندهء مغتذى است و در حقيقت ، غذا با همهء اختلاف انواع . . . با مغتذى مسانخ است . . . غرض اين‌كه جواب فوق . . . را در اتحاد علم ، عالم و معلوم ، شأنى به سزاست . » « 3 »

اشاراتى از شيخ الرئيس

وى پس از آن‌كه در كتاب مبدأ و معاد استدلال خود را بر اتحاد عاقل و معقول ذكر كرده ، مىگويد : فقد اتّضح من هذا أنّ كلّ ماهيّة جرّدت عن المادّة و عوارضها ، فهي معقولة بذاتها بالفعل ، و هي عقل بالفعل ، و لا يحتاج في أن تكون معقولة إلى شيء آخر يعقلها ؛ « 4 » از اين برهان روشن شد كه هر ماهيّتى كه از ماده و عوارض ماده مجرّد باشد ، بالذات معقول بالفعل و عقل بالفعل است و در معقول بودن خويش نيازى به چيز ديگرى كه او را تعقّل كند ، ندارد . آن‌گاه مىگويد :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 291 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان ، ص 292 . ( 4 ) . مبدأ و معاد ، به اهتمام عبد اللّه نورانى ، ص 10 .