تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
ساختن كثرت و غيريّت آنها در وحدت خويش است . اين علم ، همان علم حضورى در مرتبهء ذات و علم پيش از ايجاد است كه از قاعدهء « بسيط الحقيقة كلّ الأشياء » استنباط مىشود و به قول صدر المتألّهين ، فهم و ادراك آن براى اكثر فهم‌ها دشوار است . او در عين اين‌كه مصلحتى در تصريح و توضيح آن نمىبيند ، مىگويد : به‌طور خلاصه و اجمال بدان اشاره مىكنم ، تا آنان كه براى درك اين‌گونه اسرار آفريده شده‌اند و توفيق درك و فهم آن‌را دارند ، با اين اشارهء اجمالى به حقيقت اين مسئله راه يابند و آن اين است كه ذات واجب الوجود ، در مرتبهء ذات خويش مظهر جميع صفات و اسماست و همين ذات ، خود نيز آينه‌اى است كه با همين آينه و در همين آينه ، صور كلّيّهء ممكنات مشاهده مىگردند و بر حضرات ذات مكشوف خواهند بود . « 1 »

4 . فيض كاشانى

او در كتاب عين اليقين مىنويسد : اسمايى كه در نزد عامّه براى قواى نفس ناطقه موضوعند ، در حقيقت ، بر نور ادراك ، يعنى بر نور علمى كه مدرك انسان شده است ، اطلاق مىشوند و اسماى سمع ، بصر ، ذوق ، شمّ و . . . در نزد عامّه اسامى قواى نفسند و در نزد عارفين اسامى نورى هستند كه مدرك انسان شده است و عين وى گرديده است . پس چون نفس ناطقهء انسانى ، مسموعات را ادراك كرده است ، آن نور مدرك مسموع وى سمع است و چون مبصرات را ادراك كرده است ، آن نور مبصر مدرك وى بصر است و هم‌چنين در لمس ، ذوق ، شمّ ، خيال ، وهم ، عقل ، حافظه ، مفكّره ، مصوّره و هرچه ادراك بر آن واقع شده است آن مدرك نيست مگر نور . « 2 »
هامش
( 1 ) . الشواهد الربوبيّه ، ترجمهء جواد مصلح ، ص 64 . ( 2 ) . اتحاد عاقل به معقول ، ص 293 .