دنيا خانهء گذر و آخرت ، خانهء استقرار است . از خانهء گذرگاه براى خانهء استقرار خود ، توشه برگيريد .
3 . از ارسطو نقل شده است : « من فقد حسّا فقد علما ؛ هركس فاقد يكى از حواس باشد ، فاقد علمى از علوم است . » برخى از علوم ، از مجراى حسّ باصره و برخى از مجراى حسّ سامعه و برخى ديگر از مجارى ديگر ، به دست مىآيند . حواسّ گوناگون ، ابزار تحصيل معرفت براى انسانند .
ادراكهاى حسى ، خيالى و وهمى ابزارهايى براى كسب علم و معرفت مىباشند .
اگر انسان محروم از حواس باشد ، به يقين از معرفت علمى و فلسفى نيز محروم است .
بنابراين ، غايت ادراك حسى ، خيالى و وهمى ، راه يافتن به ادراك عقلى است . ما اگر بدون ابزار حس ، خيال و وهم ، از ادراك عقلى برخوردار بوديم و معارف علمى و فلسفى را در اختيار داشتيم ، هيچ نيازى به حس ، خيال و وهم نداشتيم . هر موجودى كه از نظر ادراك علمى فعليّت داشته و حالت انتظارى نداشته باشد ، از حس ، خيال و وهم بر كنار است . واجب الوجود و عقول مجرّد تام ، از داشتن قواى حسّى ، خيالى و وهمى منزّهند و هيچكدام ، حالت انتظار ندارند ، هرچند واجب الوجود ، هم واجب الوجود بالذات و هم واجب الوجود از جميع جهات است و ديگران نه بالذات ، واجب الوجودند و نه از همه يا بعض جهات .
از قديم گفتهاند : « خذ الغايات و اترك المبادى » حالكه ادراكهاى حسى ، خيالى و وهمى ، مبادى و مقدّمات ادراكهاى عقلىاند و ادراكهاى عقلى ، غايات آنهاست ، چه لزومى دارد كه از مقدّمات و مبادى سخن بگوييم ؟ تنها از غايات سخن مىگوييم كه گويى از مقدّمات و مبادى نيز سخن گفتهايم ؛ چرا كه از راه مقدّمات به غايات رسيدهايم .
4 . در موقع ادراك حسى ، خيالى و وهمى با مفاهيم سروكار داريم ، نه با حقايق ، اصولا فرق ميان ادراك حصولى و حضورى اين است كه در ادراك حصولى سروكار
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: احمد بهشتى
ص١٣٤