تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
استاد : خانم افندى خدا بسيار چيزها به شما داده . . . آنچه خوردنى است خدا به شما مىدهد و هم جامه و آنچه داريد . - استاد عفو بفرمائيد آنچه مىخورم و مىپوشم مادرم به من مىدهد ! استاد : خانم افندى خوب بينديشيد عزيز من ! خدا همه چيز را آفريد و همه چيز از اوست . اگر خدا پول به مادرت نمىداد ، براى تو جامه و خوردنى و آنچه احتياج دارى نمىتوانست بخرد . شما هيچ نداشتيد . - آه دوست دارم خدا همه چيز به من بدهد . - اين درست است عزيز من اگر خدا را دوست دارى ، ترا خشنود خواهد كرد . آيا مادربزرگ مرا كه در ازمير است خدا آفريده است . استاد : خانم افندى هرچه در زمين و آسمان است خداوند آفريده . اى كودكان من مىپندارم كه باران خواهد آمد برويم به اتاق . فطرت : آه استاد نگاه كنيد به آن طرف مىپندارم همين است شما مىگفتيد قوس و قزح ، او چه رنگ‌هاى خوب دارد . - راست مىگوئيد عزيزم اما وقتى كه اين را مىبينيد مىبايد شكر خدا گفت كه اين علامت آسودگى بشر است . هرگز بىحمد خدا به قوس و قزح نگاه نبايد كرد ، چرا كه او سبب عفو مردم است . - خانم افنديها ساعت شش است بايد رفت . - فطرت‌خانم زود رفت بخوابد . - پس ، فردا منتظر شما هستم اما به شما باز مىسپارم به عجله غذا نخوريد . فطنت : آهسته خواهم خورد به مكافات اين كار پس از قهوه‌خوردن يك نقلى بايد بگوئيد . - بسيار خوب آن را وعده مىدهم .
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 310 | سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني