خدا فرستاده او را به كمال احترام بايد خواند كه يگانگى خدا و قدرت او را بشناسيد و در آنجا خواهيد فهميد نيكىكردن بههمديگر و ترسيدن از خدا ، سرمايه خوشبختى است . خداحافظ خانم افنديها اميدوارم از كارهاى شما خشنود خواهم شد .
درس دوم
- صباح شريف بخير ! [ 1 ] خانم افنديها ، براى چه عزتخانم را با خود نياورديد ؟ - افندى او نخواست بيايد ، زيرا از شنيدن تاريخ و حكايت دلش مىگيرد ! - خانم افنديها ، مىبينيد عادات بد كودك را چه مىكند ؟ عزت هر روز خوب بازى كرده هرچه جز بازى است ، به او ناگوار است . نادان خواهد شد ، عمر خود را در كودكى خواهد گذرانيد . اگرچه صاحب مال و اقبال هم باشد . چون بهره از دانش نداشته باشد ، مردم بيخرد خواهند گفت : شما مثل او نباشيد يقين دارم فطنتخانم هوشيار است ، درس خود را روان كرده . فطنت : افنديم ، ( استاد من ) چهارمرتبه درس خود را خواندهام ، يك بار ديگر هم خدمت پدر و مادر تكرار كرده ، مىخواهيد خدمت شما عرض كنم . - بسيار خوب دخترخانم بگوئيد . - ( فقط ) خدا بود چندهزار سال پيش از آفرينش زمين و آسمان و انسان و حيوان ، يعنى جز از خدا هيچ نبود ، زيرا خدا هميشه بوده و هست و خواهد بود . خدا قادر و تواناست . يعنى هرچه مىخواهد مىكند . خدا خواست زمين و آسمان ، درخت و شكوفهها ، مرغ و ماهى بيافريند به محض اراده ، آفريده شد ، روز ششم يك مشت خاك از زمين برداشت و از آن آدم ساخت ، ولى قالبى بود مثل صورت سنگ كه رفتار و گفتار نداشت ، خداوند با اراده خود او را جانى داد تا راه رود سخن گويد . او را آدم ناميد . چون خدا ديد او از تنهائى دلتنگ است ، خدا حوا را بر آدم مستولى كرده ، خوابيد
هامش
[ 1 ] اين اصطلاح تركى عثمانى است كه ترجمه « صبح جنابعالى بخير » يا « صبح شريف بخير » است .