بيشتر از جاهاى ديگر است . در ساير ممالك هر چيزى به جاى خودش هست و تا يك درجه امور عالم منظم است و در تحت ترتيب و انتظامات آمده ، هرج و مرج كمتر واقع مىشود و هر كارى را به راهش گذاشتهاند و اسباب هر چيزى را كشف نمودهاند . اين است كه آنجاها كمتر لازم مىشود انسان لفظ انشاءاللَّه بگويد و دربارهء امور آتيه مىتواند بهمردم تامينات صريحهء بدهد . ولى در ايران و ساير بلاد شرق بواسطهء حوادث و انقلابات و اغتشاش بسيار و موانع و عوايق بيشمار هيچكارى منظم نشده و از براى هر چيز هزارگونه مخل و عايق آشكار و پنهان مىباشد و اغلب علل و موانع مخفيه را اهالى بهواسطه بىعلمى نمىدانند : لذا انشاءاللَّه خيلى لازم مىشود و ملك بدوح نام بسيار زحمت مىكشد ! جناب شيخالرئيس گفتند : خيلى محظوظ شدم از اين بيانات دلكش شما و ليكن يك نكته ديگر را فراموش نموديد و آن اين است كه توكل و توسل عبد در افعال و حركات خود بهمبدأ حقيقى ، البته خالى از توليد و ايجاد يك قوت روحانى فوقالطبيعه در نفس او نيست . اگرچه حق سبحانه و تعالى ، منزه است از توجه و توسل ، ولى براى خود عبد كه بالذات محتاج به مدد متصل از طرف مبدأ فياض مىباشد ، اين معنى خيلى دخالت دارد . چرا كه اتصال به مبدأ وجود يا طبيعت كلى به هر معنى كه ملاحظه شود موجب خلق روحى جديد در او خواهد بود . سيد در جواب گفت : چون شريعت ما سمحه سهله است و نمىخواهم كار را به مشكلات بيفكنم . در اين مسئله داخل نشدم . زيرا كه فهمانيدن آن از روى حقيقت شرح و بسطى لازم دارد و گفتن آن بر وجه اختصار مضر بهعالم انسانيت است .
يعنى آنوقت مردم عوام شايد چنين گمان كنند كه در كارها ، بهجاى همه چيز بايد توسل و توجه بهجانب جناب حقتعالى كرد و از ساير تشبثات قطع نظر نمود : و حال آنكه هرگونه تشبث و توسل در امور ، عين توجه بهحق است « اينماتولوفثّم وجهاللَّه » چه اگر كسى به حقيقت نظر كند ، بهخوبى مىداند كه جستن اسباب و استكشاف علل امور ، عين توجه به مبدأ فياض است در اصلاح و اجراى آن كار ، فقط در اينجا يك لطيفه نازكى است كه جز آشنايان به لسان حكمت ، ديگرى نخواهد فهميد ، اگرچه بيان آن
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص٢٤٣