تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
پاشا خنديد و گفت : قاطعترين براهين علماى اسلام در مباحثات تكفير است و مىگويند : ايةالسيف تمحوايةالجهل . همين‌طوركه خداوند پيغمبر اسلام را ارزان كرده بودند علماى ايران كفر را ارزان كرده‌اند ! شيخ‌الرئيس جواب داد كه شما بر خلاف نص آيه مباركه سخن مىگوئيد كه : ولاتقولن لشئى انى فاعل ذالك غداً الا ان يشاءاللَّه . * * * مشاجره به طول انجاميد و هردو نفر به اتفاق از سيدجمال‌الدين محاكمه خواستند و سيد مزبور را حَكَم قرارداده خاموش نشستند . لاجرم سكوت عميقى در آن مجلس دست داد . سيد گفت : من از هر دونفر شما بزرگوار خيلى تعجب مىكنم كه چرا بايد شما مسئله چنين بديهى را سؤال كنيد و راه به اين صافى را در معقبات بيفكنيد ؟ ! : قطع نظر از مسئله خدا و بنده و نسبت خالق و مخلوق ، فرض كنيد كسى نوكر جناب پاشا است ، كسى از او پرسيد فردا فلان كار را صورت مىدهى يا نه و فلان فقره را به من قول مىدهى تمام بكنى يا خير ؟ او مجبور است كه در جواب بگويد من از خود استقلال و اختيار تامى ندارم ، اگر آقا و متبوع من در اين كار موافقت كند و ميل او باشد من خواهم كرد و الافلا « ازمةالامور طرّاً بيده » همچنين هر طفل ابجدخوانى مىداند كه « ازمهء امور و اعنه اسباب مصالح جمهور » در قبضه اقتدار ما نيست ، لاجرم در هر امر سهل‌الاجرائى اگر كسى بخواهد امنيت حاصل كند كه « من اين كار را حتماً به‌جاى خواهم آورد » با وجود حوادث كونيه و اطوار انقلابات عالم حاصل نمودن چنين امنيت ياد دادن اين گونه تأمين ممكن و معقول نيست ، در اين صورت شخص عاقل در هيچ كارى به طور قطعيت حكم نمىكند و صريحاً تأمين نمىدهد كه اين كار حكما خواهد شد ، يعنى بايد به لفظ انشاءاللَّه استثنا نمايد و استثناى او براى اين نيست كه خدا از او ممنون بشود و به‌سعى در انجاح مقصودش نمايد و همچنين نگفتن انشاءاللَّه خدا را به‌غضب و لجاج نمىآورد . بلكه فقط گفتن انشاءاللَّه براى اين است كه طرف مقابل اطمينان و امنيت قطعى حاصل نمايد و خلاف قول گوينده ظاهر نشود . بلى اين حوادث و انقلابات هرج و مرج اوضاع و اسباب در ايران و بلاد اسلاميهء