تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
صاحب رساله خبردار شود نه از حقيقت امر . لاحول ولاقوةالاباللَّه قوت به مطلب نمىدهد ، اين زحمات اگر براى اين است كه چهارنفر عامى جاهل علىالعميا سرى بجنبانند و به اين مزخرفات محو و مات شوند و اين اصطلاحات خالى را شنيده از ميدان بيرون بروند ، تسخير احمقان به تمسخر و استهزاى رندان نمىارزد ! كاش به جاى اين همه زحمت ، يك مسئله علمى كه مفيد به اخلاق يا احوال مردم باشد بيان مىكردند تا هم عوام استفاده كنند هم خواص تمجيد نمايند . اگر شهرت و شرف و قبول عامه و تعظيم خاصه را مىخواهند ، چرا از طريق مستقيم پيش نمىروند و در تنوير عقول و ترقى نفوس و اصلاح اخلاق و سعادت عموم نمىكوشند كه مىخواهند از غير راه پاره نظريات و موهومات مضر براى مردم زياد كرده نفوس مردم مستضعف را حيران و سرگردان بگذارند ، تا آن بيچارگان در اين ميانه كور و كر بمانند و خرسواران روزى چند خر برانند ! مىگويند ما مربى عقول و ارواح مردم هستيم اشهدكم باللَّه آيا از روزى كه اين بزرگواران پيدا شده‌اند و اين حرفها را مىزنند و كتابهاى بسيار در اين خصوص نوشته‌اند ، به واسطهء اين حرفها و كتابها كدام شعبه از امور ملك و ملت ترقى كرده ؟ آيا صناعت پيش رفته يا زراعت ترقى نموده يا كار تجارت بالاگرفته يا به واسطه اين سخنان مردم متيقظ و بيدار شده ؟ نظام و قانون عدلى تأسيس كرده‌اند ، يا علوم و معارف پيشرفت نموده است ؟ جز اينكه مردم جاهل‌تر و چشم‌بسته‌تر و ظلماتىتر شده‌اند و بر موهومات آنها پارهء مزخرفات ديگر افزوده ! ظلمات بعضها فوق بعض همه جاى عالم را نور علم و معرفت فراگرفته حتى يهوديهاى اسپانيول و تامارهاى قازان ارمنيهاى آماسيه . بيچاره ايرانيها را اين حرفها از همه چيز بازداشته و از قافله ترقى دنيا عقب انداخته است دل خودشان را خوش كرده‌اند كه ما اهل آخرت شده‌ايم : حساب آن هم با كرام‌الكاتبين است .
دنيا طلبيدند و به جائى نرسيدند * تا خود چه بود آخرت ناطلبيده
كسى كه از ترتيب دنيوى خود عاجز بماند البته از كار آخرت به نحو اولى عاجز
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 246 | سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني