تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
پادشاه و بعضى از شاهزادگان خود فرض مىكنند كه طالب اين‌گونه تملقات و چاپلوسىهاى بىمعنى باشد و دائماً از اينكه بگويند همه كارهاى ما در زير سايه عنايت شما درست مىشود و خرابى و آبادانى دنيا به‌دست شما است ( خواهى عمارتش كن و خواهى خراب كن ) و را خوش آمده ممنون شود ، ديگر نمىدانند كه خداوند متعال غنى و بىنياز است از اين خوش‌آمد گوئىهاى بندگان و براى هر كارى اسباب قرارداده و سعادت افراد انسان را به نيروى مجاهدات شخصى خود او گذاشته است . اين حرفهاى بىمعنى ، بىنتيجه است كه اخلاق مسلمانان به‌خصوص اهالى ايران را فاسد نموده و ضايع و تباه ساخته و عقل طبيعى ايشان را چنان از پاى درانداخته كه هيچ از پى اصلاح امور خود برنمىآيند و اصلاح امور زندگانى خود را از معجزات آسمانى منتظرند ! اگر فترتى در كارشان روى دهد مىگويند : دستى از غيب پيدا شود و اصلاح كند . اگر خانه‌شان كثيف شود ، توقع دارند ملائكه بيايد جاروب كند ! اسم اين‌گونه كسالت و تنبلىها و جهالت را توكل و تفويض نهاده‌اند ( تعالى شانه عما يقولون ) . به‌جاى همهء چيز صبح و شام به اوراد و اذكار و دعاى جلجلونيه و حرز كفعمى و جوشن كبير و صغير و ختم صلوات و لعن چهار ضرب ! مداومت نموده و گمان مىكنند كه به محض لقلقه لسان ، امور زندگانى و معاش انسان درست خواهد شد : زهى سوداى بىحاصل . علما و عرفاى ايشان دانستن اين سخنان لاطايل را كه به‌هيچ مناطق و برهانى درست نيست ، داخل در فضايل و كمالات انسانيه محسوب مىدارند و به اين چيزها افتخار مىكنند و كتابهاشان پر است از اين قبيل حرفها ، كه نتيجه‌اى جز خرابى عالم و فساد اخلاق بنىآدم و تنبلى و كاهلى و رخاوت نفوس و اعتقاد به امورى كه خلاف واقع و نفس‌الامر مىباشد ، نداشته و ندارد . جناب شيخ‌الرئيس گفتند : اين سخنان شما مطابق مذهب و عقايد اسلام نيست و اگر كسى ديگر به‌جاى من بود ، شما را تكفير مىكرد .
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 241 | سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني